دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

 

ویلیام راجرز

فرمانده ناو وینسنس

آمریکائی

ناو وینسنس آمریکائی

حبیب احمد زاده

 بخش هایی از نامه «حبیب احمدزاده» به فرمانده ناو آمریکایی وینسنس است.
    آقای ویل راجرز!
    افسر ارشد نیروی دریایی آمریکا و ناخدای سابق ناو پاسور وینسنس
    اوایل غروب دیشب، ناوچه جنگی ما در این سوی کره زمین و در آب های خلیج فارس، که شما و نیروهای تحت امرتان، شرجی بودن و رطوبت بالای آن را حتماً هنوز به یاد دارید، آرام و با سرعتی کمتر از دو گره دریایی از مختصات (3،56،42،26) در ساحل جزیره هنگام عبور کرد. در آن لحظات، سکوت همه ما را فراگرفت و صفحه سونار (رادار زیر دریا) امواج الکتریکی برگشتی از قطعات منهدم شده ایرباس را که بر سطح مرجان های دریایی آرام گرفته اند نشان داد. به طور حتم، هنوز اجزایی از یکصد و چند شهید مفقودالاثر غیر نظامی درمیان آنان یافت می شود.
    آقای ویل راجرز، برای هر فردی غیر از شما، شاید توجه به واقعه ای که سال ها از آن می گذرد، کمی عجیب باشد، ولی به طور حتم برای فرد شما، چنین نخواهد بود و اگر تعجبی در کار باشد، این است که چرا یک نظامی ایرانی، هم درجه شما از این سوی کره زمین و هزاران کیلومتر بعدمسافت، تصمیم به چنین تماسی گرفته، تا مکنونات قلبی خود را به شما بازگو کند.
    آقای ویل راجرز، این گفته را به یاد دارید؟ «من سنگینی این بار را تا پایان عمر به دوش خواهم کشید»، جمله ای که فردای انهدام هواپیمای ایرباس، خبرگزاری ها از زبان شما بازگو کردند. این کلمات، سال هاست که من را به عنوان یک ناخدای مسلمان شرقی، به فکر واداشته که اگر در آن لحظه فاجعه آمیز درموقعیت شما قرار می گرفتم و دستور چنین شلیکی را می دادم، مسیر تفکرات، وجدان و آسایش روحی من در آینده، به کدامین سمت سوق داده می شد؟ برای شما هم که چنین تجربه دهشت زایی را پشت سر گذارده اید، به عنوان یک انسان غربی، تنها مجبور به حدس و گمان هستم.
    آقای ویل راجرز، صراحت و صداقت، مبنای یک گفت وگوی واقعی را تشکیل می دهد. آیا شما همچون میلیون ها انسان دیگر، که برای فرار از رودررویی با مشکلات خرد و کلان به مسکن ها پناه می برند، برای فراموشی آن لحظه، به زیاده روی در مصرف قرص های خواب آور، الکل و یا حتی موادمخدر پرداخته اید؟ و یا نه، دچار تفریط شده و برای نادیده گرفتن مسئولیت بزرگتان در چنین واقعه ای، کنج انزوا را برگزیده اید و به یاری مکاتب مردم گریزی همچون بودائیسم، ذن و... به عالم «نیروانا» پناه برده اید؟ و یا شاید همچون یکی دیگر از افراد ارتش آمریکا، که در جنگ ویتنام، دستور بمباران مردم غیرنظامی روستایی را به وسیله بمب های ناپالم صادر کرد، کشیش شده و هم اکنون در برابر صلیب آهنین و پیکر رنجور حضرت مسیح(ع)، زانوزده و به دعا مشغولید؟!
    آقای ویل راجرز، اگر آن جمله از صمیم قلب ادا نشده یا با گذشت زمان، به فراموشی نسبی سپرده شده باشد، شما اکنون در کنار خانواده تان، به راحتی زندگی می کنید و آن مدال شجاعت را که در برگشت از آن ماموریت دردناک، رئیس جمهور ریگان، در جلوی چشمان همگان، در اسکله به سینه تان دوخت، در قابی مخصوص در بهترین نقطه منزلتان قرار داده (با آن که هرگز دوست ندارم این جمله را در مورد هیچ انسان دیگری به کار ببرم) و بدان مدال خونین افتخار می کنید!...
    آقای ویل راجرز، سعی خواهم کرد، با مثالی مسئله را برایتان روشن کنم. شما حتما به عنوان یک دریانورد در شبی صاف، ماه و ستارگان چشمک زنش را در آسمان بی انتها دیده اید که چگونه جشنی آرام و زیبا برپا کرده اند، ولی باید این را بپذیرید که بیشتر ملت شما، سال هاست که جهان را تنها از دریچه اینچ های تلویزیون رنگی می بینند و از این دریچه، تغذیه فکری می شوند. همین باعث شده است تا جهان با عظمت خداوندی در چشمانشان خوار جلوه کند.
    آیا ساعتی دچار بی برقی شده اید تا در شب و با نور فانوس، خانه را روشن کنید و تازه بفهمید که برای نخستین بار و پس از مدت ها بدون واسطه ای به نام تلویزیون، چشم در چشم عزیزانتان دوخته اید؟ این نگاه با واسطه به جهان، یکی از دلایل عمده ترس و وحشت شما از مرگ و آینده است، یعنی ارتباط نداشتن صحیح با طبیعت و بالطبع خداوند، به همین علت، لحظه ای تنهایی و در خود رفتن را بر نمی تابید. این ترس از مرگ و نگاه مادی، که جزو اصلی دیگری از رویای آمریکایی است، خمیر مایه شلیک ناو وینسنس به هواپیمای مسافربری است...
    لحظه ای که نفرات شما در پل فرماندهی وینسنس، از اصابت موشک های رها شده هواپیمای مسافربری مطمئن شدند، دقیقا چنین جیغی کشیدند yohoo. آیا این شیهه شباهتی به صدای سواره نظام آمریکا در قتل عام سرخ پوستان و یا به دار کشیدن سیاه پوستان توسط گروه های کوکلاس کلان ندارد؟ بله yohoo.
    آقای ویل راجرز، مجموع این تجربیات، به من و دوستانم آموخت که برخلاف افراط کارانی همچون شما و تفریط کاری همچون بودا، تنها به دین و مذهب خود بیاویزیم و پیش از هر شلیک، تفکر کرده و بعد ماشه را بچکانیم، تا پس از هشت سال حضور در جبهه دفاع، که به حق مقدسش می شماریم، احتیاج به هیچ قرص خواب آوری نداشته باشیم. در زمان جنگ، چهار میلیون داوطلب به جبهه ها رهسپار شدند و در زیر سایه توجه به مذهب، کشور مقابل ما نتوانست، حتی یک مورد هتاکی جنسی به نوامیس خود را ابراز نماید و این یکی از بزرگ ترین دستاوردهای بشری در دفاع است، ولی در مقابل، با خروج سربازان آمریکایی از شرق دور، بنابر آمار رسمی دستگاه های سازمان ملل، 20.000 فاحشه در کامبوج باقی ماندند و این یک رکورد واقعی توسط ارتش شما بود که برجای ماند.
    آقای ویل راجرز، اکنون من در ساحل خلیج فارس و به یاد 290 شهید بی گناه، که اجساد بیش از صد تن آنان، هنوز در اعماق دریا آرمیده، این مطالب را برای شما می نویسم، به گرامیداشت قربانیانی که به یقین، هرگز هالیوود به یادبوشان «تایتانیک» دیگری نخواهد ساخت. من در هر گذر از این مختصات که چشمم به صفحه سونار می افتد، به شما فکر می کنم و کاری که می توانید برای کاستن از این بار گران انجام دهید. شاید بپرسید چگونه؟ به نظر من، کافی است، به تک تک افراد نظامی آمریکا، به دور از غریو و هیاهوی شهرها و چراغ نئون و سیاستمداران تو خالی و پرمدعا، آسمان پرستاره و طبیعت، خداوند را نشان داده و تنها ابراز کنید که خدای این طبیعت، بسیار بزرگ تر از آن صفحه تلویزیون و یا رادار است و در زیر سایه این خدا، انسان های دیگری نیز هستند که قلب و احساس دارند و دلشان برای ابنای بشر، همچون خود می تپد، ولی دوست ندارند، حقیقت زندگی را در لذت جویی افراطی فراموش کنند. اگر این گونه پنداشته شود، هرگز ناو دیگری از سان دیه گو (مهد ساخت هواپیمای چارلز لیندنبرگ مشهور) به حرکت درنمی آید، تا به جای پرواز فراموش نشدنی لیندنبرگ بر فراز اقیانوس، یکی از بزرگ ترین فجایع هوایی تاریخ را رقم زند. و بدین ترتیب، یقینا روزی فرا خواهد رسید که به انجام این رسالت عظیم، سنگینی این بار بر دوش تک تک انسان ها قرار گیرد، تا مردی به نام «ویل راجرز» نیز، در زندگی اش لختی احساس آسودگی وجدان کند.
    پس به امید آن روز، خداحافظ

اشاره :

انفجار در دقیقه هشتم پرواز 655 ایران ایر
 
ایران- چیزی در حدود 10ماه پس از آنکه کشتی ایرانی «ایران ایجر» مورد حمله نظامی نیروهای آمریکا قرار گرفت، این بار نوبت ایرباس بود که در راستای سیاست بین‌المللی کردن جنگ خلیج فارس توسط عراق مورد هجوم ناو آمریکایی قرار گیرد.

در واقع قبل از این حادثه آمریکا با اسکورت نظامی نفتکش‌ها و حمله به سکوهای نفتی و کشتی‌های ایرانی، ‌دخالت آشکار خود را در منطقه به نفع عراق نشان داده بود.

دوازدهم تیرماه 1367، هواپیمای ایرانی ایرباس با 27دقیقه تأخیر از فرودگاه بندرعباس بلند می‌شد. 24دقیقه پس از ساعت10 هواپیما سطح پروازی خود را 12هزار پا گزارش داد.

دقیقاً در همین لحظه و در دقیقه هشتم پرواز، هواپیما مورد اصابت دو فروند موشک زمین به هوای ناو وینسنس آمریکا قرار گرفت و در نزدیکی هرمز بین شارجه و بندرعباس منفجر شد. هیچ کدام از 290 مسافر و خدمه این هواپیما زنده نماندند. 66کودک زیر 12سال، 52 زن و 36 تبعه غیرایرانی در این هواپیما بودند.

شلیکی که اشتباه نبود

تحرکات نظامی ناو وینسنس در خلیج فارس در کنار ناو مونتگومری، نشان از آن دارد که روز حادثه ویلیام را جرز فرمانده وینسنس، ‌قصد و غرضی در گشودن آتش به سوی اهداف ایرانی داشته است.

راجرز در ساعت 7:42 در واکنش به گزارش خلبان‌ هلی‌کوپتر این ناو مبنی بر اینکه قایق‌های ایرانی به دور یک کشتی بازرگانی آلمانی گردش می‌کنند به مرکز جنگی ناو می‌رود و با اعلام وضعیت فوق‌العاده به سرعت به سوی محل شناور آلمانی رهسپار می‌شود این در حالی است که بنابر گزارش‌های رسمی هیچ کشتی بازرگانی در محل مورد بحث درخواست کمک نکرده بود.

با وجودگزارش گارد  ساحلی عمان مبنی بر اینکه نشانی از قایق‌های  ایرانی در آبهای عمان وجود ندارد، ناو وینسنس، به سوی شمال تنگه هرمز حرکت می‌کند. چند دقیقه بعد کاپیتان مک کنیا، فرمانده مرکز عملیات نیروی دریایی آمریکا، از اینکه وینسنس 64 کیلومتر بالاتر از محلی قرار دارد که می‌بایست در آن مستقر باشد تعجب کرده و از فرماندهان ناوهای وینسنس و مونتگومری می‌خواهد که به سوی جنوب خلیج فارس بازگردند.

ساعت 9:10 خلبان هلی‌کوپتر، بار دیگر به راجرز گزارش می‌دهد که قایق‌‌های ایرانی به سوی او تیراندازی کرده‌اند. ویلیام راجرز در واکنش به این گزارش از دستور  فرمانده مرکز عملیات، سر باز می‌زند و مجدداً راهی شمال تنگه هرمز می‌شود.

روزنامه شیکاگو تریبیون در این باره نوشت که این هلی‌کوپتر آمریکایی بود که با کم کردن فاصله‌اش با قایق‌های ایرانی، قوانین درگیری را نقض کرده و دست به اقدامی خصمانه نسبت به واحدهای سطحی ایران زده بود. در واقع هلی‌کوپتر وینسنس مورد اصابت هیچ گلوله‌ای هم قرار نگرفته بود و ضرورتی نداشت ویلیام راجرز به سرعت مسیر خود را به سمت قایق‌های ایرانی طی کند. راجرز آماده استقبال از یک فاجعه بزرگ بود.

9:37 راجرز از فرمانده مک‌کنیا اجازه آتش به سوی قایق‌های ایرانی می‌خواهد. وی با ارائه گزارشی که قایق‌ها به او نزدیک شده‌اند و آرایش تهاجمی گرفته‌اند مرکز عملیات را قانع می‌کند تا اجازه شلیک به سوی واحدهای ایرانی را به او بدهند. در حقیقت تحرکات ناو وینسنس به فرماندهی ویلیام راجرز، پوششی بود برای گرفتن اجازه حمله به این قایق‌ها!

9:42 توپ‌های ناو وینسنس قایق‌های ایرانی را غرق می‌کنند.

47 :9 رادارهای ناو وینسنس هواپیمای C-130 را که از فرودگاه بندرعبارس بلند می‌شد، نشان می‌دهند. چند دقیقه بعد خدمه راداری وینسنس گزارش نزدیک شدن یک اف- 14  را  می‌دهند، این در حالی است که اسناد نشان می‌دهد ایرباس ایرانی علایمی را که مبنی برغیرنظامی بودن خود بوده می‌فرستاده و با سرعتی کم در حال اوج گرفتن بوده است.

فرمانده وینسنس با غرق کردن دو قایق ایرانی، توهم تهاجم از سوی مقابل را در سر داشته است. راجرز از مرکز عملیات در بحرین برای شلیک به هدفی که به عنوان یک اف- 14  در فاصله 32 کیلومتری شناخته است، اجازه آتش می‌خواهد.

لحظاتی بعد به راجرز اطلاع می‌دهند که جت اف- 14 در حال نزدیک شدن است، و چند ثانیه بعدتر، افسر تسلیحاتی وینسنس از روی عصبانیتی که حتی قادر به فشار دادن کلید موشک نبود، وظیفه شلیک به ایرباس ایرانی را به افسر دیگری محول می‌کند و دو فروند موشک، به سوی پرواز شماره 655 ایران ایر پرتاب می‌شود تا 290 مسافر این هواپیما هیچ‌گاه به مقصد نرسند. ویلیام راجرز به خاطر این اقدام مدال شجاعت گرفت.

طفره از جنایت :

خدمه ناو وینسنس بعدها در پاسخ به این اقدام، ادعا کردند که علایم ایرباس ایرانی را با علایم راداری یک اف- 14 که در حال فرود آمدن بر روی ناو هواپیمابر فورستال که در حدود 160 کیلومتر دورتر از وینسنس بود اشتباه گرفته‌اند.

این ادعا زمانی مضحک به نظر می‌رسد که بدانیم، وینسنس مجهز به سیستم راداری «ایجیز» (Agies) بوده که یکی از معروفترین و پیشرفته‌ترین سیستم‌های راداری در تمام جهان محسوب می‌شود. به نحوی که برخی کارشناسان نظامی آن را متعلق به جنگ جهانی سوم می‌دانند.

این سیستم در واقع، سیستم تشخیص دشمن از دوست است تا در صورت انتشار امواج غیرقابل قبول از سوی مهاجم احتمالی، سیستم دفاع موشکی وارد عمل شود. ادعای فرمانده ناو وینسنس در اشتباه پنداشتن ایرباس از اف- 14 به این معنی است که مدرنترین سیستم جهان قادر به تشخیص یک هواپیمای مسافربری از هواپیمای جنگی نیست. در حالی که گفته می‌شود قدرت سیستم راداری ایجز به حدی است که همزمان چند هدف را کشف و مورد رهگیری قرار می‌دهد.

اظهارات ضد و نقیض مقامات آمریکایی در باره فاجعه ایرباس زمانی رنگ باخت که 4 سال بعد از این حادثه روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که ناو وینسنس در آب‌های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی! بعدها، ویلیام کراو، رئیس وقت ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا هم در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی تأکید کرد که ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشک‌های دور برد به کرانه آبهای ایران رفته بود.

[ ۱۳۸٩/۱٠/٦ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت