دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

روزگار عجیبی بود انگاری به پیک نیک آمده بودند آنقدر در آسایش و راحتی بودند که گوئی  به سر زمین آبا و اجدادیشان قدم گذاشته اند و نیروهای ما  متجاوز قرنها هستند . همه چیز از ابزار و وسایل جنگی و رفاهی و تردد فراهم بود  هیچگونه کسری مشاهده نمی شد . تجهیزاتی که آورده و تجمع کرده بودند شاید به اندازه دو جبهه کرخه وصالح مشطط بیشتر می شد و البته آنهائی را که ما می دیدیم . تسلط بسیار خوبی روی منطقه داشتیم  ایکاش می توانستیم هما نجا با پشتیبانی  لازم و کافی مستقر بشویم . ولی آرزوئی بیش نیست چون استقرار در این محل نیاز به پشتیبانی کاملی از توپخانه تانک و نیروهای رزمنده زیادی داشت .

از راحتی خیال نیروهای دشمن حرصم می گرفت که انگار تصور ماندن ابدی دارند و عین خیالشان نبود که متجاوز هستند و باید از این سرزمین کهن خارج شوند و هیچ تعلقی به این سرزمین ندارند . از حضور قدرتمندشان معلوم بود که چه قدرتهائی پشت سر شان وجود دارد ، از کشورهای عربی گرفته تا قدرتهای بزرگ همه و همه کمر همت بسته بودند تا ملتی را که فریاد آزادی و استقلال را سر داده بود سر جای خودش بنشانند . و گرنه اینجا کجا و پاسگاه مرزی فکه کجا ، و یا به عبارت دیگر اینجا کجا و العماره  کجا ، برای چه به اینجا آمده اند  دنبال چه می گردند و چرا با این همه یال و کوپال  ، مگر نمی دانستند که فعلا بعد از انقلاب ما ارتش منظم و سازمان یافته نداریم و مگر نمی دانستند که سپاه ما جمعی نیروهای جوان و نو جونا آ موزش ندیده هستند و مگر نمی دانستند که فرماندهان سر سپرده رژیم شاهنشاهی از ارتش و کشور فرار کرده اند و به دامان غرب یا شرق پناهنده شده اند ، نهیبی می آمد که چقدر ساده ای اینها را همه می دانند و دقیقا به همین دلیل این مقطع تاریخی را برای تهاجم انتخاب کرده اند و اضافه بر این تعدادی از فرماندهان نیز به خدمت متجاوز در آمده اند تا آنها را سریعتر به منزل و مقصود برسانند  . بهر حال دل هر آزاده ای به درد می آمد و آه سردی از مضلومیت ملتش می کشید و آرزو داشت ایکاش توانی در بدن می بود و قدرتی تا بتواند آنها را سر جایشان بنشاند .

آۀ عبدی گفت ، کجا رفتی ، نفر برها را نگاه کن  دارند آماده می شوند و نیروهای پیاده در حال سوار شدن به آنه هستند ، به کجا می خواهند بروند معلوم نبود  ، سایه تاریکی کم کم نمودار می شد و بر گستره زمین دراز می کشید  ، توپخانه دشمن مهیا می شد افراد یکی پس از دیگری از سنگرها بیرون و هر کدام به دنبال ماموریت خود می رفتند ، بعضی به سمت توپخانه ها و بعضی به نزدیک خطوط دفاعی در کنار قبظه های ادوات نیمه سنگین جای می گرفتند و بعضی ها هم به سمت نفر برهای آماده  .

اولین گلوله های توپخانه شلیک می شد به کجا نمی دانم ، صدای پرتاب بلند می شد و زوزهای می آمد و پساز آن در منطقه استقرار نیروها خودی فرود آمده و صدای انفجار مهیبی برمی خاست  . کلوله ها اول نواخت بسیار کمی داشت و کم کم بر تراکم آنه افزوده می شد . آۀ عبدی تند و تند گزارش می نوشت و کروکی کی کشید و بقول خودمان نقشه شماتسک یا طرح منظر تهیه می کرد .

نفر بر ها براه افتادند و هر کدام به سوئی می رفتند .، بعد از دقت بیشتر متوجه شدیم که نفر برها نیروهای کمین را سوار نموده و در خطوط مقدم پیاده می کنند و سپس به سمت کمینگاه های خود می روند . لذا وقت شناسائی ما هم رو به اتمام بود و باید جای کمین را تخلیه و به عقب بر می گشتیم تا  نیروی کمین عراقی با خیال راحت .و در بستر آرام تجاوزش مستقر شود  ، از این رو محل کمین را به حالت اول بر گردانده و به آرامی از محل خارج شدیم  از میدان مین نیروهای عراقی به آرامی گذشته و دو نمونه از مینهای عراقی ها را برای توجیه و آموزش نیروهای عمل کننده به همراه آوردیم و به سمت عقبه خودی به راه افتادیم .

تاریکی بر همه سیطره زمین گسترده شده بود و ما توانستیم با موفقیت شناسائی را به اتمام رسانده و به عقب برگردیم  ، صدای غرش توپخانه ها هر سکوتی را در هم می شکست و آرامش شبانه را به بدترین شکل ممکن بر هم می زد  . نگهبانان با هوشیاری کامل حریف را زیر نضر داشتند و هر از چند گاهی برای اعلام حضور هم که شده رگباری به  طرف دشمن حواله می رفت و اعلام می شد که ما هستیم ، در بین راه تا به مقر اصلی برسیم به چند سنگر سر زدیم و احوالی از بچه های خط گرفتیم . بعضی از بچه هائی که آشنائی بیشتری داشتند می گفتند  باز چه خبر است می خواهید چه دسته گلی به آب بدهید .

انصافا خیلی بچه های با حالی بودند ، اکثرشان می توانستند الان در کلاسهای درس دانشگاه و یا آمادگی کنکور و یا کار و پیشه ای داشته باشند و در آمدی برای خانوائه و کمک کاری برای پدر باشند و آموه بودند در این بیابانها با آنهمه درد و رنج و سختی و در آنهمه خاک و خل دور هم جمع شده بودند ،

آخه بچه های خوب ، چه مرگتان است  ، زندگی با آسایش و تنعم و گشت و گذار در سواحل شمال و پارکهای تهران و آنهمه زرق و برق و خوشی و خرمی و گشتن با دوستان دختر را ول کردید و به اینجا آمده اید . ای بیچاره ها اینجا که نون وحلوا تقسیم نمی کنند و غنائمی هم اگه در کار باشد که مال شما نیست و آخر سری هم مطمئن باشید که کسی به شما خسته نباشید نمی گوید ، تازه اگه سالم برگشتید  ، و تا جائی که میدانم یا شهید می شوید و یا مجروح و حتی اگه هیچکدام هم اتفاق نیفتد و شما جان سالم بدر ببرید آنوقت هرکس شما را ببیند می گوید موجی هستید  ، وانگهی نه درس خوندنی هست و نه کنکوری و نه اصلا کسی به شما اجازه سوال در این قبیل موارد را می دهد .

اصلا بیکار بودید و وارد جنگ و جبهه شدید ، خدا کنه کسی به شما نگوید اگر شما نبودید این جنگ اتفاق نمی افتاد و اصلا شما عامل جنگ بودید ، که در این مورد خر بیار و باقلی بار کن .

خوب جنگ تمام شد شمارا چکار کنیم غیر از اینکه بر آمار بیکاران و مصرف کننده های کشور افزوده ایم . بقول یکی از دوستام اگه شما را رفتگرای کشور بگذاریم  اضافه می آئیم . آخه چکارتون کنیم . فکر کردید که این گونی ها را به تن کردید آدم شدید و شما رو قهرمان خطاب می کنن نه خیر شما بیکار بودید و در این معرکه وارد شدید که یا خود کشی کنید و یا اگر هم که دنیا به کامتان شد  یه پستی یا مقامی و یا هم پول و پله ای نصیبتان بشه . . . . . . . .

با کوله باری از فکر های در هم و برهم راهی سنگر خودمان شدم تا آنچه که دیده بودم بر روی کاغذ و نقشه آورده و با سایر گزارشات تطبیق بدهم . در بین راه انسانهای وارسته ای را می دیدم که انصافا به تمامی معنا دلاور مرد بودند و از بهترین ساعات و زندگی و جوانی خود گذشته بودند و به این دیار برای کمک به عزت و شرف این مملکت آمده بودند . گاهی اوقات که با خودرو به مقر اصلی می رفتیم د رکناره جاده  پیاده ای را می دیدیم و راننده خود بخود از سرعت خود کم می کرد تا گرد و خاک بیشتر از آنچه که هست بر سر و صورت عابر پخش نشود و بی اختیار به یاد چهار راههای تهران می افتم که هرکس بدون ملاحضه می خواهد زود تر از همه به مقصد برسد یا در هوای بارانی بگونه ای از کنار عابران پیاده عبور می کند که همه اندام آن عابر را ، خواه مرد یا زن باشد پر از گل و لای می کند  .آخه این چه فرهنگی است .

[ ۱۳۸٩/۱٠/٦ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت