دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

 

 

آژانس و گذر از بحران هسته‌ای

 

نگاهی به کارکرد و گذشته سازمان‌های حقوقی بین‌المللی به بیان این واقعیت می‌پردازد که عملکرد موفق یا ناموفق این سازمان‌ها، تأثیر بسیار زیادی در جلوگیری از جنگ و یا برقراری صلح داشته است.

با نگاهی به تاریخ درمی‌یابیم که اساس فرضیه و تئوری تشکیل این سازمان‌ها نیز برای برقراری صلح جهانی و جلوگیری از درگیری‌ها و خشونت‌ها و به عبارت دیگر جنگ بوده است. تاریخچه تأسیس جامعه ملل اذعان دارد که پس از جنگ جهانی اول آمریکا، بریتانیای کبیر و فرانسه خود را متعهد به ایجاد مجمعی از ملت‌ها متحد ساختند، زیرا آنان مدعی بودند که ما می‌جنگیم که جنگی در کار نباشد. و یا به عبارت دیگر برای توسعه دمکراسی در جهان می‌جنگیم. و از این طریق با وابسته کردن ملت‌ها و دولت‌ها به سازمان بین‌الملل جلوی جنگ‌های خانمانسور گرفته شود. و این سازمان‌ها باید با برگزاری جلسات و کنفرانس‌های متعدد مانع شروع جنگ‌های مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی شوند.

پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول، کنفرانس‌هایی در فرانسه تشکیل شد که اولین دستورالعمل آن حل مسالمت‌‌آمیز مناقشات بین کشورها بود. و پس از آن پیش‌نویس (هوست میلر) که مشترکاً توسط آمریکا و بریتانیا نوشته شده بود، ارائه گردید.

پیش‌نویس هوست میلر (یا دستور العمل حل مناقشات بین کشورها) مبنای بحث درباره تشکیل جامعه ملل قرار گرفت. کمیسیونی ویژه مرکب از 18 عضو با عنوان کنفرانس صلح پاریس تحت سرپرستی (ویلسون) رئیس جمهوری آمریکا تشکیل شد تا میثاق جامعه ملل را تهیه نماید. و این میثاق در 28 آوریل مورد تأیید تمام اعضاء کنفرانس صلح پاریس قرار گرفت.

با تصویب پیمان ورسای جامعه ملل رسماً با 49 عضو در 10 ژانویه 1920 تشکیل شد و بدین‌ترتیب اولین نهاد همکاری میان ملت‌ها بنام جامعه ملل شکل گرفت.

اما عملکرد ضعیف جامعه ملل متأثر از:

·        عدم همکاری و بی‌توجهی کشورهای قدرتمندِ عضو به اهداف جامعه‌ی ملل

·   اقداماتی که خارج از این نهاد بین‌المللی توسط قدرت‌های جهانی صورت می‌گرفت به عناوین مختلف ناکارآمدی جامعه ملل را به اثبات رساند که همین امر موجب پیدایش جنگ دوم جهانی شد.

 

ناکارآمدی متعددی همچون:

·        عدم اثرگذاری در اختلاف سوئد و فنلاند در مورد جزایر آلند در 1920

·        جنگ بولیوی و پاراگوئه

·        تجاوز چین به ژاپن در 1937

·   ضعف و بی‌اعتنایی جامعه ملل در مورد اقدامات تجاوزکارانه هیتلر و سپس موسیلینی اساس کارآمدی جامعه ملل را به زیر سؤال برد.

 

پس از اینکه نماد جامعه بین‌الملل به سبب ناتوانی در حل بحران‌های جهانی و ضعف‌های اساسی سیاسی، حقوقی، اقتصادی و ساختاری نتوانست در راستای صلح و امنیت بین‌الملل موفق عمل کند. جنگ دوم جهانی در 1939 آغاز و همه امیدهای بین‌المللی به یأس تبدیل شد.

 در طی جنگ خانمانسوز جهانی دوم متفقین و سایر دولت‌ها به ناکارآمدی جامعه بین‌الملل وقوف یافته و تصمیم گرفته نهادی دیگر را پایه‌ریزی کنند و نقش ارزنده‌تر و سازنده‌تری به این نهاد واگذار نمایند از این رو در پی کنفرانس‌های متعدد از جمله کنفرانس بین‌المتحدین و آتلانتیک و کنفرانس تهران و یالتا و کنفرانس سانفرانسیسکو سازمان ملل متحد در سال 1945 تأسیس شد.

 


منشور سازمان ملل شش نهاد را به عنوان عضو و ارگان اصلی سازمان ملل تعیین کرده است:

1.       مجمع عمومی

2.        شورای امنیت

3.       شورای اقتصادی - اجتماعی

4.       شورای قیومیت

5.       دبیرخانه

6.       دیوان بین‌الملل دادگستری (لاهه)

 

حال با توجه به بررسی اجمالی تاریخی اثرگذاری جوامع و سازمان‌های بین‌المللی در صورتیکه سازمان ملل متحد بخواهد برابر سنوات گذشته عمل نماید و نقش فزاینده‌ای در حل بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ایفا نکند و متأثر از قانون‌گریزی و عملکردهای یک جانبه قدرت‌های بزرگ باشد چه بسا به سرنوشت که «جامعه ملل» را دربرگفته دچار شود.

 

چالش‌های پیش‌روی سازمان ملل متحد:

چالش‌های عمده‌ای که هم‌اکنون پیش روی سازمان ملل متحد وجود دارد که نپرداختن به این چالش‌ها و حل و فصل جهانی آنها می‌تواند سازمان ملل را به سر نوشت جامعه ملل دچار کند عبارتند از:

1.   زیاده‌خواهی قدرت‌های بزرگ به خصوص کشورهای قدرتمند دارای حق وتو همانطوری که عملکرد چند دهه گذشته نشان می‌دهد حق وتو ابزاری ناعادلانه در اختیار 5 کشور قدرتمند جهانی است که هر گاه بخواهد می‌توانند با استفاده از این حق عنصر بازدارنده‌ای برای احقاق حق و برقراری عدالت باشند و از طرفی می‌توان گفت عنان تصمیمات را در اختیار خود گرفته‌اند. که به ظالم حق بیشتر و به مظلوم بیش از بیش ظلم شود.

2.   نگرش چند جانبه به کشورهای عضو سازمان ملل متحد بگونه‌ای که در این نوع نگرش کشورهای مختلف باید وابستگی و قیومیت خود را به یکی از قدرتهای سپرده تا در این چتر حمایتی قرار گرفته و بگونه‌ای بتوانند از حق طبیعی خود بهره‌مند گردند. از آفت‌های اساسی این مطلب مرگ دمکراسی و آزادی و آزادیخواهی خواهد بود. که در جامعه جهانی رخ خواهد داد.

3.   بی‌توجهی به عملکرد خارج از متعارف و چارچوب قدرتهای بزرگ در خصوص مسائل مختلف از جمله سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که خود به خود کشورها را در فقر کامل قرار داده و کشورهایی را به حد توانایی بالایی سوق می‌‌دهد. ممانعت از رسیدن کشورها به حقوق حقه خود و متوقف نمودن فعالیت‌های اقتصادی و پیشرفتهای تکنولوژیکی و فناوری‌ها از گونه‌های این عملکرد سازمان جهانی است.

 

حال که پس از مذاکرات فراوان و جلسات متعدد و ایستادگی و صلابت جمهوری اسلامی در بازیافت حقوق حقه خود که همانا رسیدن به فناوری و دانش صلح‌آمیز هسته‌ای است، پس از مدتها در مورخه 12 فوریه2008 آژانس انرژی اتمی سازمان ملل متحد حقانیت جمهوری اسلامی را تأیید نمود و علیرغم میل قدرتهای برزگ و فشار چند سویه این قدرتها توانست خارج از خواست آنان اتخاذ و گزارش ارایه نماید. باید این اقدام را مورد توجه قرار داده و به نحوی که نه خودباخته شده و نه خدمات آژانش را نادیده بگیریم، در فعالیت‌های آینده براساس حکمت، عزت  و مصلحت نظام جمهوری اسلامی حرکت نماییم.

[ ۱۳۸٩/۱٠/٦ ] [ ٦:٢۱ ‎ب.ظ ] [ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت