دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

قطعنامه 598‌، از تصويب تا اجرا

جمهوري ‌اسلامي ايران در 27 تير 1367 با ارسال نامه‌اي به دكوئيار، دبيركل سازمان ‌ملل رسماً قطعنامه 598 را پذيرفت‌. اين اقدام با توجه به رفتار و مواضع سازمان ‌ملل كه در طول جنگ هشت‌ساله‌، به غير از موارد بسيار محدود و غيراساسي‌، عملاً به‌ سود عراق رفتار مي‌كرد‌، پرسش‌ها و ابهامات فراواني را مطرح كرد‌. ضمن اين‌كه در آن ايام‌، با سقوط فاو‌، روند نظامي جنگ نيز برخلاف سال‌هاي گذشته به زيان ايران شد و عميقاً بر روش جديد سياسي ايران تأثير گذاشت.
اكنون كه نزديك به سيزده سال از آن ايام سخت و سرنوشت‌ساز مي‌گذرد و با توجه به تغييراتي كه در محيط بين‌المللي‌، منطقه و درون ايران صورت گرفته است‌، شايد بتوان تا اندازه‌اي اقدام جمهوري‌ اسلامي ايران را به ‌عنوان يكي از پديده‌هاي بسيار مهم جنگ و انقلاب اسلامي كه علاوه بر تأثير آن در پايان بخشيدن به جنگ‌، آثار و نتايجي را بر روند تحولات جامعه ايران بر جاي گذاشته و خواهد گذاشت‌، مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد‌. در واقع‌، آنچه كه مورد سؤال است‌، نحوه پايان دادن به جنگ در چارچوب قطعنامه 598 و علل موافقت جمهوري ‌اسلامي ايران با آن مي‌باشد‌. بسيار روشن است كه هرگونه درگيري و جنگ‌، با هر ميزان شدت و قدمت‌، سرانجام بر اساس شرايط و عواملي به پايان خواهد رسيد‌. بنابراين‌، خاتمه يافتن جنگ به‌عنوان يك رويداد ضروري و اجتناب‌ناپذير مورد سؤال نيست و نمي‌توان انتظار داشت كه جنگ ميان دو كشور به‌صورت دائمي تداوم داشته باشد‌، بلكه آنچه حائز اهميت است‌، چگونگي پايان يافتن جنگ است كه در خصوص جنگ عراق عليه ايران با اقدام ايران در پذيرش قطعنامه 598 تحقق يافت.

بر اساس ملاحظات يادشده و با توجه به تغيير روش ايران در پايان بخشيدن به جنگ‌، لازم است كه ابعاد اين موضوع و روند تحولاتي كه طي هشت سال با هدف پايان دادن به جنگ و با تكيه بر راه‌حل‌هاي ديپلماتيك كه شخصيت‌ها، كشورها و مجامع بين‌المللي مطرح كرده‌اند و همچنين براساس كليات مواضع و اقدامات جمهوري اسلامي در حد فاصل تصويب تا پذيرش قطعنامه‌، بررسي شود تا مواضع ايران در هنگام صدور اين قطعنامه آشكار شده و هر گونه شايعه‌اي مبني بر مخالفت ايران با راه‌حل‌هاي ديپلماتيك‌، از جمله صدور قطعنامه 598 براي پايان دادن به جنگ‌، رد شود.

مهم‌ترين علت تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر‌، متأثر از اين موضوع بود كه حاميان جهاني و منطقه‌اي عراق، پذيرش برتري ايران بر عراق و تامين خواسته‌هاي بر حق آن كشور را با توجه به پي‌آمدهايش‌، به ‌زيان منافع خود و خلاف هدف اصلي وقوع جنگ ارزيابي مي‌كردند. جمهوري ‌اسلامي ايران پس از آزادسازي مناطق اشغالي و فتح خرمشهر‌، همواره بر دو موضوع اساسي تأكيد مي‌كرد‌: نخست‌، محكوم كردن عراق به‌عنوان متجاوز و مسئول جنگ و دوم‌، پرداخت غرامت به ايران به‌ عنوان قرباني تجاوز. با آنكه خواسته‌هاي ايران كاملاً منطقي و عادلانه بود‌، ولي بنا به ملاحظاتي‌، هيچ‌گاه اين خواسته‌ها به‌طور جدي مورد توجه سازمان ملل قرار نگرفت‌.

امام راحل در پيام خود به حجاج بيت‌الله ‌الحرام در سال 1366 در اين باره فرمودند‌:
“دنيا از آغاز جنگ تاكنون درتمام مراحل دفاعي ما هيچ‌گاه با زبان عدالت و با بي‌طرفي با ما سخن نگفته است.»

بنابراين‌، تمام تلاش‌ها و فعاليت‌هاي سياسي تبليغاتي و نظامي ايران از فتح خرمشهر تا پذيرش قطعنامه 598 با هدف تأمين خواسته‌هاي بر حق ايران انجام گرفت‌. كسب پيروزي نظامي با انجام سلسله عملياتي كه در مناطق مختلف صورت گرفت‌، براي تضمين خواسته‌هاي ايران و تحميل آن به عراق و حاميان جهاني و منطقه‌اي اين كشور بود‌. در همان حال‌، تلاش براي بازداشتن ايران از پيروزي نظامي بر عراق يا دست‌يابي به پيروزي سياسي برپايه برتري نظامي‌، باعث شد تا فشارهاي گوناگون و همه جانبه‌اي بر ايران وارد شود‌. ايران به موازات تشديد اين فشارها‌، در برابر وضعيت كاملاً دوگانه و متضادي قرار گرفت‌، از يك‌سو‌، گسترش دامنه جنگ و تشديد فشارها و دشواري‌هايي كه براي انجام عمليات نظامي گسترده با تضمين پيروزي وجود داشت‌، بيش از پيش جمهوري‌ اسلامي ايران را در تنگنا قرار مي‌داد و امكان تأمين خواسته‌هايش را دشوار مي‌ساخت و از سوي ديگر‌، با توجه به برتري به‌دست آمده از پيروزي‌هاي نظامي ايران بر عراق و خواسته‌هاي بر حق ايران‌، چشم‌پوشي از اين خواسته‌ها براي مسئولان و تصميم‌گيرندگان كشور امكان‌پذير نبود‌. همچنين‌، با توجه به افكار عمومي جامعه كه رخدادهاي جنگ را با حساسيت زيادي پي‌گيري مي‌كردند‌، اقدام به اين تصميم با چرخش از استراتژي پيشين‌، با هزينه بسيار زيادي در جامعه همراه بود‌. البته‌، اين مسئله به اين معنا نبود كه ايران بدون در نظر گرفتن اصول و مصالح‌، در برابر واقعيات تسليم شود و يا بدون در نظر گرفتن واقعيات‌، تنها برخي اصول و مواضع پيشين را مورد تأكيد قرار دهد‌، برخورد ايران با قطعنامه 598 و بعدها با فاجعه سقوط هواپيماي ايرباس مؤيد اين موضوع مي‌باشد.
قطعنامه 598 تنها يك روز پيش از اولين اقدام امريكا در حفاظت از نفت‌كش‌هاي كويت در 30 تير 1366 تصويب شد و حضور نظامي امريكا در منطقه هيچ معنايي جز افزايش فشار به ايران به ‌منظور پذيرفتن قطعنامه 598 نداشت‌. با وجود اين كه قطعنامه در شرايطي تصويب شد كه ايران به‌ دليل در اختيار داشتن مناطق نسبتاً حساس در خاك عراق‌، از برتري قابل توجهي برخوردار بود ولي روح قطعنامه براي نجات عراق بود و به‌گونه‌اي نسبتاً محسوس‌، نيم‌نگاهي نيز به ايران داشت‌. برابر تمهيداتي كه پيش از اين صورت گرفته بود چنين پيش‌بيني شده بود كه طرف امتناع كننده از پذيرش قطعنامه‌، با تحريم تسليحاتي تنبيه و تحت فشار قرار گيرد‌. جمهوري ‌اسلامي ايران بر پايه ملاحظاتي كه وجود داشت‌، قطعنامه را رد نكرد و به روند مذاكره با دبيركل سازمان ‌ملل روي توافق نشان داد و اين بدان معنا بود كه ايران راه ديپلماتيك را برگزيده است.

هم ‌زمان با حضور آيت‌الله ‌خامنه‌اي‌، رئيس‌جمهور وقت ايران در اجلاس عمومي سازمان‌ ملل در شهريور 1366‌، ايشان در يك نشست مطبوعاتي با حضور اكثر رسانه‌هاي جهاني كه در نيويورك برگزار شد‌، شركت كردند‌. ايشان در پاسخ به پرسش يك خبرنگار در مورد چگونگي تنبيه متجاوز فرمودند:

«ما نوع تنبيه را به هيچ وجه از پيش تعيين نمي‌كنيم‌، اما اگر محكمه‌اي عادل برقرار شود‌، ما احكام آن محكمه را قبول خواهيم كرد.‌»

ايشان همچنين در پاسخ به پرسش ديگري كه عنوان شد آيا در چارچوب قطعنامه 598 امكان

صلح وجود دارد؟ گفتند:

«يقيناً وجود دارد و ما فرمول استفاده از اين قطعنامه را براي رسيدن به آتش‌بس تهيه كرده و در اختيار دبيركل قرار داده‌ايم و نكته اصلي‌، تنبيه متجاوز است كه اگر اين مسئله حل شود‌، تمامي مسائل حل خواهد شد.»

اين اظهارات به روشني نشان مي‌داد كه ايران بر راه‌حل ديپلماتيك‌، به موازات ساير راه‌حل‌ها و نيز پذيرش قطعنامه 598 به‌صورت مشروط تأكيد داشت.

ايران ضمن پذيرش مشروط قطعنامه 598 با ادامه گفتگو با دبيركل سازمان ‌ملل‌، تمهيداتي را براي تغيير ترتيب برخي از بندهاي قطعنامه پي‌گيري كرد. فعاليت‌هاي ايران مؤثر واقع شد و دبيركل طرحي را تهيه كرد كه به طرح اجرايي دبيركل مشهور شد‌. رئوس كلي اين طرح را‌، دبيركل در نامه مورخ 15 اكتبر 1987 ميلادي (‌23 مهر 1366‌) اعلام كرد.
پس از سفر دبيركل به تهران‌، شوراي‌امنيت سازمان ملل به دبيركل مأموريت داد تا طرحي در زمينه اجراي قطعنامه 598 تهيه كند‌. طرح اجرايي دبيركل براي قطعنامه 598 با جابه‌جا كردن بعضي از بندهاي مستخرج از خود قطعنامه بود كه نظرات ايران را تا حدودي تأمين مي‌كرد‌، زيرا گام نخست در اجراي اين طرح، تشكيل كميته‌اي براي تعيين متجاوز بود.
عراقي‌ها كه با اين اقدام مخالف بودند در يك موضع‌گيري صريح‌، اعلام كردند‌، با هرگونه تفكيك و جابه‌جايي در بندهاي قطعنامه مخالف هستند‌. صدام علاوه بر موضع‌گيري فوق‌، در ديدار با وزيرخارجه ژاپن گفت‌: «موضع ايران را كه عراق بايد متجاوز شناخته شود و مجازات گردد‌، نخواهد پذيرفت‌.»

در نيمه آذر 1366 دبيركل سازمان ملل در پي مذاكره با نمايندگان ايران و عراق‌، در چكيده گزارش خود به شوراي امنيت اعلام كرد، مذاكرات به بن‌بست عملي رسيده است. در اين گزارش درمورد علل بن‌بست در مذاكرات آمده است:

«‌جمهوري ‌اسلامي ايران به خاطر طرح مسئله غرامت و مرتبط كردن آن با مسئله عقب‌نشيني، از چارچوب قطعنامه 598 خارج شده است و عراق به خاطر اعلام لزوم اجراي متوالي و بي‌وقفه آتش‌بس، عقب‌نشيني و مبادله كامل اسرا و يا لااقل، انفكاك‌پذير نبودن آتش‌بس و عقب‌نشيني، از طرح اجرايي دبيركل فاصله گرفته است.‌»
بنابر‌اين گزارش، ايران و عراق هر يك به نوعي در ايجاد بن‌بست در روند مذاكرات مقصر قلمداد مي‌شدند. اين در شرايطي است كه عراق با فرض اين‌كه ايران با قطعنامه 598 مخالفت خواهد كرد، براي دست‌يابي به موضع بهتر سياسي، پذيرش قطعنامه را اعلام كرده بود ولي در عمل، با وجود اين كه از موضع ضعيف‌تري در صحنه نظامي برخوردار بود، به اين دليل كه تمام تمهيدات بين‌المللي و منطقه‌اي براي نجات آن سازمان‌دهي شده بود به مخالفت خود ادامه مي‌داد. در همان حال، اگرچه جمهوري اسلامي ايران قطعنامه را به‌طور رسمي نپذيرفته بود، ولي با عدم رد آن و پذيرش گفتگو در چارچوب قطعنامه 598 و بر اساس طرح اجرايي دبيركل كه مصوب شوراي ‌امنيت بود، عملاً براي گشايش در روند صلح با هدف تأمين منابع ايران تلاش مي‌كرد. بديهي بود آن‌چه كه موضع ايران را تقويت مي‌كرد، تنها برتري نظامي بر عراق با استقرار در بخشي محدود ولي حساس در خاك عراق بود. بي‌گمان اعلام آتش‌بس و عقب‌نشيني به مرزهاي بين‌المللي، به منزله خارج كردن برگ برنده ايران براي مذاكرات بود بي آنكه هيچ تضميني براي تأمين خواسته‌هاي ايران مبني بر اعلام عراق به‌عنوان متجاوز و پرداخت غرامت وجود داشته باشد. مواضع يك سويه سازمان ملل در پشتيباني از عراق همچون هفت سال گذشته تا تصويب قطعنامه 598 و بي‌اعتمادي ايران به‌عملكرد و مواضع اين سازمان و همچنين موقعيت برتر نظامي ايران، باعث شد تا جمهوري اسلامي ايران شرايط خود را براي پايان بخشيدن به جنگ مورد تأكيد قرار دهد. بدون ترديد اگر جمهوري اسلامي در چنان وضعيتي بدون هيچ تضميني شرايط سازمان ملل را مي‌پذيرفت، اكنون مهم‌ترين پرسشي كه مطرح مي‌شد، علل تاخير در پذيرش قطعنامه نبود، بلكه اين پرسيده مي‌شد كه چرا جمهوري اسلامي در شرايط برتر نظامي قطعنامه‌اي را پذيرفت كه نه تنها خواسته‌هاي ايران را تضمين نمي‌كرد، بلكه منافع طرف متجاوز را تامين مي‌كرد؟

پاسخ رسمي جمهوري اسلامي ايران به قطعنامه 598

پس از عقب‌نشيني ايران از برخي مناطق همچون حلبچه در 22 تير 1367، ادامه حمله‌هاي عراق و تشديد فشار بين‌المللي به ايران، سلسله جلساتي در داخل كشور با هدف اتخاذ تصميم نهايي درباره جنگ تشكيل شد. در نشست مشترك رؤساي سه قوه، مجلس خبرگان و شوراي نگهبان شرايط سياسي نظامي كشور مورد بررسي قرار گرفت. امام راحل نيز در روز پنج‌شنبه و جمعه، 23 و 24 تيرماه مشورت‌هايي را به‌صورت جداگانه انجام دادند. ولي نشست اصلي بر اساس دستور امام و با حضور چهل تن از شخصيت‌هاي مهم كشور در روز شنبه 25 تير 1367، تشكيل شد. امام در پيامي به اين جلسه كه مرحوم حاج ‌سيداحمد خميني قرائت كرد، ضمن بيان نظرات خود، تصميم‌گيري در مورد آينده جنگ را به جلسه واگذار كردند. چند روز پس از آن آقاي هاشمي در اين باره گفت:

«‌طي دو سه روزه گذشته، جلسات متعددي با حضور سران كشور تشكيل شده و جمع‌بندي تمام اين جلسات به حضور امام رسيده است. طي بحث‌هايي كه صورت گرفت، مجموعه شرايط، جمهوري اسلامي را به اين نتيجه رساند كه براي مصلحت انقلاب قطعنامه 598 پذيرفته شود...ايران تا به حال خواستار آن بود كه ابتدا كميته تعيين متجاوز تعيين شود ولي فعلاً با توجه به شرايط جديدي كه پيش آمده است، از آن شرط خود صرف نظر كرده‌ايم... وقتي به ما اطمينان دادند كه تركيب كميته تعيين متجاوز به‌گونه‌اي خواهد بود كه واقعاً به حق رسيدگي مي‌كند ما از شرط قبلي خود صرف نظر كرديم.‌»

بدين ترتيب، در جلسه‌اي كه به رياست رئيس‌جمهور وقت، آيت‌الله ‌خامنه‌اي و با حضور مسئولان عالي‌رتبه كشور در 26 تير 1367 تشكيل شد، پايان جنگ با پذيرش قطعنامه 598 به تصويب رسيد و امام راحل بر آن صحه گذاشتند و پذيرفتند كه قبول قطعنامه به صلاح نظام و انقلاب است. در پي اين تصميم رئيس‌جمهور در نامه‌اي به دبيركل سازمان ملل نوشتند:
«‌ايران تصميم گرفته است كه رسماً قطعنامه 598 شوراي ‌امنيت را به خاطر اهميتي كه براي حفظ جان انسان‌ها، برقراري عدالت و صلح و امنيت منطقه و بين‌المللي قائل است، بپذيرد.‌»
خاوير پرزدكوئيار، دبيركل سازمان ملل نيز روز دوشنبه اعلام كرد، ايران قطعنامه 598 را رسماً و بدون قيد و شرط پذيرفته است. وي بلافاصله از رئيس شوراي‌امنيت درخواست كرد تا اعضاي شوراي‌امنيت را براي مشورت گرد هم آورد. وي همچنين، اظهار اميدواري كرد كه يك هفته تا ده روز ديگر آتش ‌بس برقرار شود

[ ۱۳۸٦/٢/٦ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ امید مهاجر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت