دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

 

سرویس اندیشه / گفتگو

16:4: - دوشنبه 25 شهریور 1387

گفت‌وگوی اختصاصی 

اشاره

31 شهریور سال 59، سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است.

دوران هشت ساله دفاع مقدس مشروع امت سلحشور ایران در حفظ و اعتلای نظام مقدس اسلامی و حراست از مرزهای عزت و شرف این مرز و بوم به مثابه یکی از حساس ترین و بارزترین عرصه های حیات راستین این امت، همچون نگینی تابناک تا همیشه زمان بر تارک تاریخ حماسه و ایثار و پایداری آزادگان جهان می درخشد.

دفاع مقدس ما در زمینه های مختلف سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و ... توانست معادلات جهانی معمول را برهم زند و تحلیل های مادی دنیاپرستان را نقش بر آب سازد؛ این حادثه عظیم بی شک در یاد ملت ایران خواهد ماند و غرور و سرافرازی و حماسه آفرینی را در نسل های بعدی بر جای خواهد گذاشت؛ جنگی که 2887 روز به طول انجامید...

سردار احمد سوادگر متولد سال 1339 در دزفول و دردآشنای جنگ است که از همان لحظات آغازین جنگ تحمیلی در دوران هشت ساله دفاع مقدس مسئولیت های مختلفی چون فرماندهی یگان های اطلاعاتی - عملیاتی همچون قرارگاه کربلا، نجف و ... را به عهده داشته است.

آنچه که در ذیل می آید گفت و گوی مشروع «شبکه خبر دانشجو» با این بزرگمرد حماسه آفرین به مناسبت سالروز هفته دفاع مقدس است که از نظر می گذرد.

شبکه خبر دانشجو: علل حمله عراق به ایران و در نظر گرفتن روز 31 شهریور ماه برای تهاجم به خاک کشور چیست؟

سردار سوداگر: سابقه مناقشات ایران و عراق به سال ها قبل بر می گردد و پیش از این تاریخ نیز عراق به کشور ایران و خاک آن چشم طمع داشته است، اما در مورد آغاز جنگ تحمیلی در روز 31 شهریور ماه سال 59 پارامترهایی دخیل هستند که از آن جمله وقوع انقلاب در ایران است؛ به این ترتیب که برای کشورهایی که تقریباً حکومت های دیکتاتوری داشتند ظهور انقلاب خوشایند نبود و از طرفی چنین تصور می کردند که انقلاب باعث ضعف کشور شده و انسجام خوبی از لحاظ داخلی در ایران وجود ندارد، به همین جهت چنین پنداشتند که این زمان بهترین فرصت برای تهاجم به ایران است.

پارامتر دیگر عرب زبان بودن شهرهای حاشیه خلیج فارس بود که کشور عراق را وسوسه کرد تا به کشور ایران حمله کند.

شبکه خبر دانشجو: کشور عراق یکسری اهداف نظامی برای حمله به ایران طراحی کرده بود، این اهداف چه بود و آیا صدام تصور می کرد که جنگ تا این حد به درازا بکشد؟

سردار سوداگر: از طرح این سئوال خوشحالم؛ چرا که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است.

عراق در ترسیم اهداف جغرافیایی خود سعی داشت بخش وسیعی از خاک ایران شامل بخشی از هرمزگان، خوزستان و ایلام را در روزهای آغازین جنگ تصرف کند و با الحاق به کشورش به هدف اصلی خود برسد.

این در حالی است که در چند روز آغازین جنگ موفق شد تا حد زیادی از نقاط مرزی جنوب را به اشغال خود درآورد، اما پس از مدتی، با مقاومت های وسیع مردمی روبرو شد، بنابراین هدف خود را به بخش های کوچکتری از خاک ایران معطوف کرد.

می توان گفت که تا روز دهم مهرماه رژیم بعثی بخش های اعظمی از خاک ایران را در تصرف خود داشت، اما هر چه زمان بیشتری از جنگ می گذشت سرزمین های بیشتری از خاک ایران آزاد می شد و خاستگاه های عراق نیز کاهش می یافت.

پس از انجام عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، عراق به یک آتش بس طولانی در مورد منطقه آبادان و خرمشهر بسنده کرد؛ به این نحو که این دو شهر سالیان سال نه در اختیار ایران باشد و نه عراق؛ این در واقع به عنوان هدف سوم کشور عراق محسوب می شد.

هدف چهارم عراق تجدیدنظر در قرارداد الجزایر - که از لحاظ جغرافیایی اهمیت داشت - بود و این در حالی است که با نگاهی به قطعنامه های سازمان ملل نیز می توانیم به این جمع بندی برسیم. 

بیشترین درگیری های عراق از 31 شهریور نبود، بلکه از اردیبهشت ماه آغاز شد؛ رژیم بعثی عراق وقتی که عکس العمل ضعیف ایران را دید و متوجه شد که کشور ایران از نظر دفاعی پاسخگوی مناسبی نیست از 31شهریورماه حملات خود را آغاز کرد.

نکته دیگر اینکه در طول این مدت نامه های زیادی در سازمان ملل بین کشور عراق و سازمان ملل برای آغاز حمله عراق به ایران رد و بدل شد، ولی متاسفانه توجه زیادی به آنها نشد.

نخستین قطعنامه درست هفت روز پس از آغاز جنگ یعنی در روز هفتم مهرماه سال 59 علیه جنگ صادر شد که البته محتوای جنگ نداشت، بلکه تنها توصیه به خویشتنداری و رفع مشکلات از طریق مذاکره بود؛ این قطعنامه در حالی صادر شده بود که عراق نقاطی از خاک ایران را به تصرف خود در آورده و در آنجا مستقر شده بود.

قطعنامه دوم نیز پس از آزادسازی خرمشهر در تاریخ بیست و یکم تیرماه سال 61 صادر شد که محتوای آن بازگشت به سرزمین های بین المللی است.

اما با توجه به اینکه این جنگ خانمانسوز آثار مخرب زیادی را تا آن زمان به بار آورده بود، چرا در قطعنامه اول به چنین محتوایی اشاره نشده بود و از طرفی در زمان تثبیت که عراق متوجه شد که امکان پیشروی بیشتر را ندارد، صادر شده است؟

شبکه خبر دانشجو: ما در یک برهه ای از زمان در جنگ تحمیلی با مقاومت چشمگیر مردم و ناکام گذاشتن دشمن در رسیدن به اهدافش روبرو هستیم؛ این مقاومت ها از چه زمانی منسجم شد؟

سردار سوداگر: ما در مباحث آکادمیک با واژه و موضوعی با عنوان «موازنه» مواجه هستیم و این در حالی است که رژیم بعثی در تمام محاسبات خود، موازنه قوا را مورد مطالعه قرار داده بود. 

صدامیان با تسلیحات و پشتیبانی قدرت ها و پشتیبانی سیاسی و بین المللی - با توجه به همکاری سایر کشورها با عراق - توانستند در سه روز آغازین جنگ، بخش وسیعی از خاک طرف مقابل ایرانی را که به تازگی انقلاب را پشت سر گذاشته و در تنش های آن بسر می برد، اشغال کنند؛ این در حالی است که در آن زمان بسیاری از سران ارتش ایران که به دربار شاه وابسته بودند یا فرار کرده بودند و یا مورد محاکمه قرار گرفته بودند و تنها بخشی از نیروهای آنها باقی مانده بودند.

اما در این میان «پتانسیل الهی مردمی» مجهولی بود که نیروهای بعثی در موازنه خود مورد محاسبه قرار نداده بودند؛ چرا که خصوصیاتی همچون غیرت، شهادت طلبی و ایثار برای آنها غیرقابل محاسبه بود.

زمانی که نیروهای عراقی به شهرهای دزفول و خرمشهر رسیدند با مقاومت مردمی مواجه شدند که انقلاب کرده بودند و حالا انقلاب خود را در خطر می دیدند؛ بنابراین در موازنه کشور عراق، توانمندی این نیروها قابل محاسبه نبود.

در اولین مرحله که مقاومت نیروهای مردمی و سپاه پاسداران باعث شد تهاجمات ارتش عراق ناکام بماند،می توان به چندین نقطه اشاره کرد از جمله خرمشهر که عراق تصور می کرد می تواند ظرف مدت سه روز آن را به اشغال خود درآورد، اما با مقاومت های جانانه مردم و شهید جهان آرا به چهل روز مقاومت تبدیل شد و پس از این مدت طولانی هم تنها موفق به اشغال نیمی از شهر خرمشهر شد و در شهر سوسنگرد نیز مقاومت های مردمی جلوی تهاجمات دشمن را سد کرد.

شبکه خبر دانشجو: نیروهای ما تا یک مرحله تنها دفاع می کرد اما پس از آن به یکسری عملیات هایی دست زد که برخی موفق و برخی نیز ناموفق بود در مجموع دستاورد عملیات ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

سردار سودار: ما در سال اول ناملایماتی داشتیم که یکی از دلایل آن رد و بدل شدن گزارشات سیاسی زیاد در آغاز جنگ بود مبنی بر اینکه کشور عراق در حال آماده شدن برای جنگ است زیرا در فاصله سال های 57 تا 59 یعنی پس از وقوع انقلاب اسلامی نیروهای گشت اطلاعاتی ما تا اندازه ای متوجه چنین ناملایماتی شده بود.

دوم اینکه پس از تثبیت جنگ توسط نیروهای مردمی با کمک ارتش و سپاه، نظام بنی صدر قائل بر به کارگیری نیروهای مردمی نبود و در تمام رفتارهای نظامی شخص بنی صدر چنین رفتاری مشهود بود و حتی به افرادی که در نقاط مختلف کشور در حال پدافند بود نیز اجازه اظهار نظر نمی داد از سوی دیگر ارتش به دلیل سوء مدیریت دچار مشکلات زیادی شده بود و مدیریتی ضعیفی برای دفاع کشور انجام می گرفت در واقع ارتش هنوز جنگ را هضم نکرده بود و به درک صحیح از واقعیت های ان نرسیده بود.

اولین موفقیت نیروهای ایران عملیاتی در منطقه دارالخمین توسط سپاه بسیج به فرماندهی رحیم صفوی بود که بخشی از خاکریز دشمن در این منطقه تصرف شد درست است که از لحاظ مساحت، بخش گسترده ای را در بر نمی گرفت، اما این باور را در نیروهای مسلح ایجاد کرد که می توان از مواضع دشمن رد شد این عملیات باعث شد تا ارتش خود را پیدا کند و شهید صیاد شیرازی که در زمان بنی صدر به دلیل افکار حزب اللهی از بدنه ارتش کنار گذاشته شده بود پس از عزل بنی صدر در یک نظام بازسازی دوباره باز می گردد و تغییرات زیادی در سپاه ایجاد می کند و به تدریج عملیات ما شکل گرفته و طراحی های نظامی انجام می شود که در این خدمت نقاطی از نقاط اشغال شده نیز باز پس گرفته می شود.

البته سپاه در یک سال آغازین جنگ تجربه کسب می کرد و مفاهیم نظامی را در کنار نیروهای ارتش حلاجی می کرد.

شبکه خبر دانشجو: روندی که طی آن سرزمین های اشغال شده آزاد می شود و دشمن را به هراس می اندازد از اینجا آغاز می شود که سازمان ملل قطع نامه هایی را صادر کرده و عوامل مختلفی برای تعادل موازنه قوا دست به دست هم می دهند، نظر شما در این باره چیست؟

سردار سوداگر: البته پس از آزادسازی خرمشهر، هنوز موازنه قوا ایجاد نمی شود و ما هنوز در تئوری سازمان یافته اردوگاه شرق و غرب به سر می بریم که هدف اصلی انها همانا به زانو درآوردن انقلاب است، با تعمق در این موضوع پی خواهیم برد که انها از طریق جنگ فرسایشی سعی در نابودی انقلاب داشتند.

نظام بین الملل و در راس آنها سازمان ملل پس از آزادسازی خرمشهر، قطع نامه ای برای بازگشتن به مرزهای بین المللی و بازگشت ایران به خاک خودش صادر می کند اما در این زمان، عراق  هنوز قدرت سازمان ملل و کشورهای دیگر را به طور مستقیم وارد عرصه نکرده است و حتی نیروهای مردمی نیز در موازنه عراق مورد محاسبه قرار گرفته است و بر همین اساس رژیم بعث (جیش الشعبی) هسته اولیه نیروهای سازمان یافته را با توجه به تغییرات درون سازمانی نیروهای مردمی ایران ایجاد می کند .در این شرایط تداوم جنگ از سوی کشور ایران پنج دلایل عمده داشت:

اول اینکه پس از آزادی سازی خرمشهر تا عملیات کربلای 5 به مدت پنج سال از آزادسازی خرمشهر،هیچ پیشنهاد صلحی به ایران نشد زیرا پیشنهاد صلح با آتش بس تفاوت زیادی دارد و ضوابطی بین طرفین جنگ وجود دارد در حالی که در آتش بس آتشی رد و بدل نمی شود ولی این امکان وجود داشت که کشور عراق با بازسازی نیروهایش عملیات مجددی را علیه ایران آغاز می کرد کما اینکه  نیروهای بعث در اتش بس های سال های 61 پس از آزادسازی خرمشهر، سال 63 در دفاع متحرک و سال 67، پنجاه روز پس از پذیرفتن قطع نامه دوباره به ایران حمله کرد.

دوم اینکه ضمانت کافی از سوی هیچ سازمانی از نظام بین المللی مبنی بر عدم حمله عراق به ایران وجود نداشت.

سوم اینکه کشور ایران هیچ گونه تامین نظامی نداشت و در بسیاری از نقاط باز پس گرفته شده، هوز امنیت کافی برای زندگی مردم وجود نداشت.

چهارم اینکه هنوز نقاط زیادی از خاک کشور در محاصره نیروهای عراقی بود.

پنجم اینکه نظام جهانی هنوز هم حقی به ایران برای دفاع سر سختانه از خودش نمی‌داد و کشور ما را به عناوین مختلف محکوم می‌ کرد و متجاوز می‌دانست.

بنابراین با چنین استدلالی کشور ایران مجبور به ادامه جنگ بود که با یکسری فعل و انفعالات در کابری، جنگ را به مناطق آبی و خاکی مانند هور و اروند بردیم.

شبکه خبردانشجو: آیا در قطعنامه 598، مسائلی را که ایران دنبال می‌کرد، در حقوق ما لحاظ شده بود؟

سردار سوداگر: این قطعنامه، تنها قطع نامه ای است که تمام بنده‌های آن به نفع ایران بود اگرچه بندهای مشترکی نیز وجود داشت ولی همگی به نفع ایران تمام می‌شد.

از طرفی تا کنون هیچ گاه در قطعنامه‌های دیگر تمام حق به ایران داده نشده بود همچنین این قطعنامه بالاترین برگ برنده ما به حساب می‌آمد، زیرا در اوج قدرت ایران نوشته شده است، یعنی زمانی که بصره به محاصره ایران درآمده بود.

در چنین شرایطی هر فردی به این نتیجه می‌رسد که قطعنامه 598 با توجه به افکار و نهایت قدرت جمهوری اسلامی ایران صادر شده است.

اما اینکه چرا سریع تر پذیرفته نشد به این دلیل بود که کشور ایران تاآن موقع این امکان را نداشت که نظام فکری دنیا را تغییر دهد، تئوری استکبار جهانی شکست انقلابیون ایران فارغ از نظام سیاسی بود، در واقع نگرانی و اضطرابی که در اردوگاه عراق ایجاد شده بود باعث شد تا ایران برنده واقعی جنگ باشد.

شبکه خبر دانشجو: با وجود اینکه جنگ در تمام کشورها پیامدهایی همچون خشونت، جنایت و کشتار را به دنبال دارد، چرا جنگ ایران دفاع مقدس می‌شود؟ آیا دستاوردهای دفاع مقدس قابلیت فراملی دارد؟

سردار سوداگر: جنگ ایران و عراق زمانی به وقوع پیوست که ایران در نهایت ضعف و عراق در نهایت قدرت بسر می‌برد ایران در مظلومیت کامل و عراق در شرایط ظلم ستیزی بود بنابراین در چنین شرایطی حرکت به سمت جبهه ها تنها از طریق یک محرک الهی و غیرت و ایثار محقق می‌شود چرا که نیروهای ما با کمترین امکانات و به نوعی دست خالی در مقابل تجاوز رژیم بعث به دفاع دست زدند و بدیهی است که چنین دفاعی مقدس خواهد شد و گرنه جنگ ماهیت اصلی خود را که همان خشونت و تجاوز است را به دنبال دارد.

دوران هشت سال دفاع مقدس باعث شد تا ارتش نیز بهره کافی را برده و به خودباوری دست پیدا کند.

امروز بیداری ملت ها از جمله مقاومت 33 روزه حزب اله لبنان و مقاومت‌های مردم فلسطین و عراق و سایر آزادیخواهان در نقاط مختلف جهان بزرگترین دستاورد بین المللی دفاع مقدس محسوب می‌شود و مصونیت فعلی کشور در مقابل تهاجمات غرب نیزبه برکت دوران هشت ساله دفاع مقدس است.

 

[ ۱۳۸٩/۱٠/٧ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ] [ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت