دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

بازتاب پذيرش قطعنامه 598 در ايران

واحد پخش خبر راديو در ساعت 2 بعدازظهر 27 تير 1367 بدون هيچ مقدمه‌اي اعلام كرد، جمهوري اسلامي ايران قطعنامه 598 شوراي‌امنيت را قبول كرده است. مردم، به‌ويژه رزمندگان و افراد حزب اللهي و متدين و تمام كساني كه در داخل و خارج كشور نسبت به نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي تعلق خاطر داشتند، با انتشار اين خبر، شگفت‌زده و كاملاً غافل‌گير شدند و موجي از نگراني در ميان مردم پديد آمد. برابر گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، در نخستين ساعات حتي براي بسياري از مردم اين اقدام قابل قبول نبود و قطرات اشك و چهره‌هاي برافروخته آنها حكايت از همين مسئله داشت. همچنين بيش‌تر كساني كه خبر نيم‌روزي راديو را نشنيده بودند، بيانيه جمهوري اسلامي را شايعه‌اي بي‌اساس و دور از سياست مسئولان خواندند. حتي شايعه شده بود كه به ‌دليل فوت امام قطعنامه پذيرفته شده است!
واكنش اوليه مردم در داخل كشور حكايت از اهميت موضوع و نشان‌دهنده احساس ناباوري درباره آن بود. پيش از اين نيز، پس از سقوط فاو و بازپس‌گيري برخي از مناطق تصرف شده به‌دست ارتش عراق، نوعي ابهام و ناباوري در ميان مردم ديده مي‌شد كه با اعلام موافقت ايران با قطعنامه 598 اين پديده در ابعاد گسترده‌تري بار ديگر آشكار شد. باورهاي مردم درخصوص جنگ كه حاصل تبليغات موجود مبني بر برتري قواي خودي و ضعف دشمن بود باعث شد به تدريج ميان درك مردم و واقعيات صحنه جنگ شكاف نسبتاً عميقي به‌وجود آيد كه در نتيجه، برتري نظامي عراق در ماه‌هاي پاياني و قبول قطعنامه 598 به ‌وسيله ايران قابل فهم و هضم نبود.
با توجه به اهميت تبيين پذيرش قطعنامه 598 براي مردم، رهبر فقيد انقلاب‌اسلامي، امام‌ خميني (رحمه‌الله‌عليه) در پيام استقامت كه به مناسبت فرا رسيدن ايام حج تنظيم شده بود، توضيحاتي را فرمودند كه بي‌شك موجب توجيه و التيام مردم، به‌ويژه رزمندگان اسلام شد كه در غير اين صورت، امكان مهار اوضاع در داخل كشور و جبهه‌هاي جنگ بسيار دشوار مي‌شد.
امام (ره) در اين پيام در مورد علت قبول قطعنامه فرمودند:
«‌قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصاً براي من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي‌ديدم، ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلاً خودداري مي‌كنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به ‌نظر تمامي كارشناسان سياسي نظامي سطح بالاي كشور كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم با قبول قطعنامه و آتش ‌بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي‌دانم.‌»

امام در اين پيام علل پذيرش قطعنامه را تغيير شرايط بيان كردند ولي به‌ دليل مصالحي از ذكر آن خودداري و اظهار اميدواري كردند در آينده روشن شود.

امام در آن وضعيت ملتهب و دشوار براي جلوگيري از تشديد چند دستگي و بحران در كشور، بهترين روش را انتخاب كرده و از بيان مسائلي كه بخشي از آنها ريشه در گذشته داشتند، خودداري كردند تا جمهوري اسلامي ايران بتواند استراتژي جديد خود را كه ناشي از وضعيت سياسي نظامي جديد بود به خوبي پي‌گيري كرده و به موفقيت برساند و اين هدف جز با وحدت و انسجام داخلي دست‌يافتني نبود.

 امام در بخش ديگري از پيام خود با توجه به ضرورت پشت سر نهادن اين مرحله حساس، فرمودند:
«‌در اين روزها ممكن است بسياري از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها كنند كه هر چند اين مسئله به‌خودي‌خود يك ارزش بسيار زيباست، اما اكنون وقت پرداختن به آن نيست.»

امام بار ديگر با تعبير ديگري درباه تلخي پذيرش قطعنامه فرمودند:

«‌قبول اين مسئله (قطعنامه) براي من از زهر كشنده‌تر است، ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.‌»

سپس امام اظهار اميدواري كردند، تلخي اين روزها به شيريني فرج حضرت‌بقيه‌الله (ارواحنا لتراب ‌مقدمه الفداء ) و رسيدن به لقاي حق جبران شود.

برقراري آتش بس

پس از پذيرش رسمي قطعنامة 598، از طرف ايران و انجام مذاكرات با دبيركل سازمان ملل متحد، آتش بس ميان طرفين از تاريخ 29 مرداد 1367، (20 اوت 1988) برقرار شد. شوراي امنيت سازمان ملل متحد در تاريخ 18 مرداد 1367 قطعنامة 619 را تصويب كرد كه به موجب آن، گروه ناظران نظامي ايران و عراق و سازمان ملل متحد (يونيماك) تشكيل و عازم مرزهاي ايران و عراق شد. نيروهاي يونيماك حدود 400 نفر بودند كه از 25 مليت مختلف تشكيل شده بود و در دو كشور مستقر شدند. وظايف نيروهاي يونيماك عبارت بود از:

1- تأييد، تحكيم و نظارت بر آتش بس

2-نظارت بر عقب‌نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شدة بين‌المللي

3- كمك به طرفين براي حل مسايل محلي كه احتمالاً در مورد تعيين دقيق خطوط مرزي و عقب‌نشيني به مرزهاي بين‌ا‌لمللي و يا تيراندازي اتفاقي پديد آيد.
4- كمك به طرفين براي ايجاد يك منطقة حايل در طول مرزهاي دو كشور

آغاز مذاكرات صلح

نخستين دور مذاكرات صلح بين ايران و عراق با نظارت سازمان ملل متحد، در سوم شهريور 1367، به طور رسمي در ژنو آغاز شد. در اين مذاكرات دولت عراق دو پيش شرط را مطرح كرد:
1- لايروبي اروند رود


2- آزادي كشتيراني در خليج فارس


ايران اعلام نمود كه نه پيش شرطي دارد و نه پيش شرطي را از طرف مقابل مي‌پذيرد. عراق با در اختيار داشتن بخشي از خاك ايران، تصور مي كرد كه مي تواند براي گرفتن امتياز، ايران را تحت فشار قرار دهد. از طرف ديگر، طرح آزادي كشتيراني در خليج فارس، مطابق با درخواست دولت‌هاي غربي بود و به همين جهت از عراق حمايت مي كردند.


به علت پافشاري عراق در مورد درخواستهايش و عدم پذيرش آن از طرف ايران، پيشرفتي در مذاكرات صورت نگرفت. از اين رو براي شكست بن‌بست مذاكرات، دبيركل سازمان ملل متحد در 9 مهر 1367، طرحي مشتمل بر 4 ماده به شرح زير به دولتين ايران و عراق پيشنهاد كرد :


1- آزادي كشتيراني در خليج فارس


2- دادن اولويت به حل و فصل مسئله شط‌العرب (اروند رود)


3- توافق در مورد مراحل مبادلة اسراي جنگي


4- عقب‌نشيني نيروهاي دو كشور به مرزهاي بين‌المللي


دبيركل سازمان ملل، در اين طرح خواست‌هاي عراق را مورد توجه قرار داده بود، اما اين طرح نيز با شكست مواجه شد. به دنبال آن، دبيركل، «يان الياسون» نمايندة ويژه ي خود را مأمور پيگيري اجراي قطعنامة 598، نمود. وي در سالهاي 1367 و 1368، دو بار به تهران و بغداد سفر كرد، اما نتوانست موافقت دولتين ايران و عراق را براي آغاز مذاكرات صلح و اجراي قطعنامة 598، به دست آورد.


ايران در سال 1368، براي شكستن بن‌بست مذاكرات، پيشنهاد عقب‌نشيني همزمان نيروها و مبادلة اسرا را مطرح كرد، اما عراق بار ديگر پيشنهاد عقب‌نشيني نيروها را به مرزهاي بين‌المللي موكول به حل مسئلة اروند رود كرد، و اعلام داشت:


تا زماني كه ايران حق حاكميت عراق بر اروند را نپذيرد، عقب‌نشيني انجام نخواهد شد.
دولت عراق در اتخاذ اين موضع از حمايت كشورهاي عربي نيز برخوردار بود. در قطعنامة كنفرانس سران عرب در مراكش در خرداد 1368، آمده است:
كنفرانس، همبستگي كامل خود را با عراق جهت حفظ وحدت و يكپارچگي خاك خود و حاكميت عراق بر شط‌العرب (اروندرود) را مورد تاكيد قرار مي‌دهد. اين مسئله در اجلاس كميتة دائمي همكاري‌هاي عربي ـ افريقايي در كويت نيز تكرار شد.


حمايتهاي يك طرفه ي رهبران عربي از عراق موجب پافشاري اين كشور در مواضع خود و در نتيجه ادامة بن‌بست مذاكرات صلح شد. علاوه بر آن برخي از دولت‌هاي غربي نيز منافع خود را در ادامة بن‌بست مذاكرات صلح مي ديدند. دولتهاي مذكور به ويژه امريكا، خواستار ادامة حالت «نه جنگ نه صلح» تا زماني كه تغييري در سياست خارجي ايران نسبت به غرب مشاهده نشود، بودند.


در اين ميان دولت شوروي سابق، از اجراي قطعنامة 598، حمايت مي‌كرد و خواستار خروج نيروهاي عراقي از اراضي اشغالي بود. گنادي گراسيموف سخنگوي وزارت خارجة شوروي در خرداد ماه سال 1368، اظهار داشت:


شوروي از قطعنامة 598، سازمان ملل حمايت مي‌كند و تأكيد دارد كه نيروهاي عراق بايد ضمن خروج از سرزمين‌هاي ايران در نوار مرزي قرار داد 1975، الجزاير استقرار يابند.


 

پذيرش مجدد عهدنامة 1975 الجزاير


12 روز بعد از اشغال كويت، يعني در 24 مرداد 1369 (14 اوت 1990) راديو بغداد نامة رئيس جمهوري عراق مبتني بر پذيرفتن عهدنامة 1975 را قرائت كرد. در اين نامه خطاب به رئيس جمهور ايران آمده است:


"با اين تصميم ما، ديگر همه چيز روشن شده و به اين ترتيب همه ي آنچه را كه مي‌خواستيد و بر آن تكيه مي‌كرديد، تحقق مي‌يابد و ديگر اقدامي جز مبادلة اسرا باقي نمي‌ماند".
به دنبال اقدام ياد شده، عقب‌نشيني نيروهاي عراقي از خاك ايران در مدت 5 روز به مرزهاي بين‌المللي انجام شد. در اين زمان عراق 2363 كيلومتر مربع از اراضي ايران را در اشغال خود داشت. شهرهاي مهران، قصر شيرين، خسروي، نفت شهر، سومار، مناطق باويسي، موسيان، كوشك، شلمچه، ارتفاعات كله قندي، كنجان چم، ارتفاعات قلاويزان، طلائيه، فكه و شرهاني از جمله شهرها و مناطق تحت اشغال نيروهاي عراقي بود. با اين حال عراقي‌ها برخي از مناطق را هم چنان در اشغال خود نگاه داشتند. وسعت اين مناطق حدود 600 كيلومتر مربع بود و عراق مدعي بود كه: به موجب معاهده ي 1975، ايران بايد مناطق ميمك، زين القدس و سيف سعد را به عراق واگذار كند و شاه از واگذاري اين مناطق به عراق خودداري كرده بود.
يكي از بهانه‌هاي عراق براي لغو عهدنامة 1975 و تجاوز به ايران در سپتامبر 1980، همين مسئله بود. اين مناطق در ابتداي جنگ به اشغال نيروهاي عراقي درآمد. وسعت اين مناطق به گفتة عراق حدود 300 كيلومتر مربع است. در حالي كه دو برابر اين رقم مي‌باشد. به دنبال اعلام عقب‌نشيني عراق، هيأتي تحت عنوان «هيأت نظارت بر عقب‌نشيني، پاكسازي ميادين مين، تعيين محل و نصب ميله‌هاي مرزي جديد» براساس عهدنامة 1975، بود. به موجب عهدنامة مذكور 750 ميلة مرزي در طول 1250 كيلومتر مرزهاي دو كشور نصب شده بود. در طول جنگ حدود 450 ميلة مرزي جا به جا و يا تخريب شد و فقط 250 ميلة مرزي سالم برجا ماند. مختصات اين ميله‌ها در ضميمة پروتكل مربوط به علامت گذاري مجدد مرز زميني بين ايران و عراق 1975، آورده شده است. به همين جهت بر اساس اسناد مذكور و نقشه‌هاي موجود، محل نصب اين ميله‌ها مشخص مي‌باشد.


اكنون 15 سال از پذيرش اين قطعنامه مي‌گذرد و نسل جديد جامعه ايران پرسش‌ها و ابهامات فراواني راجع به طولاني‌ترين جنگ تاريخ ايران دارد، چرا جنگ آغاز شد، چگونه ادامه يافت و چرا به پايان رسيد؟

[ ۱۳۸٦/٢/٦ ] [ ۸:٤۱ ‎ب.ظ ] [ امید مهاجر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت