دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

 

 

 تشریح عملیات کربلای5

باید یک تصمیم بزرگ گرفته می شد. ارزشمندی یک تصمیم به شرایط تصمیم گیری آن بستگی دارد مخاطب و کسی که قصد تحلیل دارد باید اینها را درنظر بگیرد. تصمیم گیری در آن شرایط یک انتخاب در فضای آرام و بی تنش نبود .
بین اهالی
  جنگ  یک  نکته ظریف وجود دارد. وقتی می خواهند ببینند طرف مقابلشان چقدر رزمنده بوده، می پرسند در کربلای5 بودی؟!
آری کربلای5 در دفتر هشت سال دفاع مقدس معیاری است که از زوایای گوناگون- نظامی، روانی، حماسی و... - جای تامل بسیار دارد.
 
برای آشنایی با گوشه هایی از این عملیات سراغ سردار احمد سوداگر رفتیم. سردار سوداگر در عملیات کربلای5 مسئولیت اطلاعات عملیات قرارگاه قدس را برعهده داشته است.
برای مطالعه عمیق تر عملیات مذکور، گفت وگو با این فرمانده را درچند شماره تقدیم شما خواهیم کرد. در شماره نخست
 
به شرح منطقه عملیات و دلایل و شرایط دست زدن به این عملیات می پردازیم.
دراینجا لازم است از پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس که مقدمات این گفت وگو را فراهم کردند تشکر کنیم.
برای ورود به بحث گسترده عملیات کربلای پنج در ابتدا بهتر است به تشریح جغرافیایی منطقه عملیات بپردازیم. اگر به جغرافیای کشور و مناطق جنگی نگاهی بیندازیم منطقه عملیاتی کربلای پنج در جنوب کشور، در استان خوزستان و تقریبا منتهی الیه مرز جنوب غربی کشور واقع شده است و به صورت جغرافیای شهری می توانیم بگوییم درحد واسط شهرهای بزرگی مثل بصره و خرمشهر و آبادان و جنوب اهواز است. به عبارت دیگر از اهواز به سمت جنوب، از بصره به سمت شرق و از خرمشهر به سمت غرب گسترش یافته است. از نظر جغرافیای نظامی هم درشمال منطقه عمومی والفجر هشت و کربلای چهار و جنوب عملیات خیبر محسوب می شود. در منتهی الیه مرز جنوب غربی
  «شلمچه»، از نظر موقعیت جغرافیایی نقطه ای است که نزدیکترین راه به بصره را دارد. این شهر از نقطه نظر جغرافیای سیاسی شهر دوم عراق محسوب می شود. شهر اول بغداد است ولی از  نقطه نظر جغرافیای اقتصادی به دلیل اینکه بنادر جنوبی عراق مانند ام القصر و انتهای اروند در منطقه شط العرب به بصره ختم می شود این شهر مقام نخست را دارد. همچنین بزرگراه صفان و کل ارتباطات عراق دربخشهای خلیج فارس و کشورهای حوزه خلیج فارس نیز به بصره ختم می شود. تمام این امور موقعیت حساس شلمچه را آشکار می کند. در نتیحه باید بحث عملیات کربلای پنج را اینگونه آغاز کنیم که بعد از بغداد اساسی ترین محوری که می شد از آنجا به عراق فشار آورد که دیدگاهها و نظرات و خواسته های جمهوری اسلامی را بپذیرد منطقه شلمچه و بصره بود و دقیقا به همین دلیل هم که عراقی ها سرسختی خیلی سنگینی در شلمچه داشتند و از شلمچه به عنوان مرکز ثقل درگیری ها با عراق یاد می شود درخاطرات و کتب رزمندگان نیز از شلمچه به عنوان یک مکان مقدس و معراج خیل شهیدان یاد شده است. لذا اهمیت این منطقه برای اجرای عملیات کاملا مشخص و از همین جا ضرورت عملیات کربلای4 و در امتداد آن کربلای5 نمایان می-شود. ازطرف دیگر تقریبا می توان گفت مسئولین سیاسی نظامی همه به این نتیجه رسیده بودند که ادامه جنگ مشکلات اساسی درپی خواهد داشت. از جمله مشکلات اقتصادی که کمبود تجهیزات و مشکلات سیاسی و اجتماعی درسطح بین الملل و... و ازطرف دیگر هیئت هایی هم که برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق آمده بودند همه پیشنهاد آتش بس می دادند نه صلح. یعنی به انحاء و عناوین مختلف توصیه می کردند از ادامه درگیری پرهیز کنید و می خواستند آتش بس را به ما تحمیل کنند. در اینجا مشکلات دیگری شروع می شد مثلا این آتش بس چه مدت طول خواهدکشید و در طول آتش بس چه ضمانتی هست که دشمن تجدیدقوا نکند و دست به پیشروی نزند و دوباره همین مسئله آتش بس پیش بیاید و تکرار داستان مثل مسئله فلسطین و غزه! نکته بعد اینکه باید توجه کرد اهداف فیزیکی عراق از تهاجم به خاک ایران چه بوده است؟ عراق حداقل دو هدف را تعقیب 
می کرد. یکی تسلط یا دراختیار داشتن اروند رود و دیگری تصرف منطقه خوزستان، خرمشهر و آبادان. حال اگر ما در شرایط بعد از آزادسازی خرمشهر آتش بس را می پذیرفتیم وعراق آن طرف اروند قرار می گرفت اروند دراختیار عراق بود و خرمشهر و آبادان نیز در تهدید مستقیم قرار داشت. دشمنی که به هیچ چیز پایبند نبود و این را در همان زمان و بعد از پایان جنگ نشان داده بود، آیا اجازه می داد ما دست به بازسازی آبادان و خرمشهر و پالایشگاه آبادان بزنیم؟ در حقیقت خرمشهر و آبادان و اروند عملاً در تصاحب دشمن قرار می گرفت و این یعنی اینکه ما بازنده جنگ هستیم. در این شرایط حساس بود که کربلای 4 در منطقه شلمچه طراحی شد. منطقه عملیاتی، همان منطقه کربلای 4 بود، یعنی عبور از اروند اما مسیر حرکت رزمندگان به سمت جنوب بود. منطقه ای که باید به تصرف در می آمد تا موازنه جنگ به نفع ایران رقم بخورد. در این صورت ما ابایی از پذیرش آتش بس نداشتیم و این آتش بس هر چقدر هم طول می کشید نگرانی در پی نداشت و ما می توانستیم خرمشهر و آبادان را بازسازی کنیم و اروند را هم در اختیار داشته باشیم و اینها نکات نهفته عملیات کربلای 4 و 5 بود. اگر بخاطر داشته باشیم آقای هاشمی می گفت: اگر یک عملیات موفق داشته باشیم جنگ را تمام می کنیم در اصل اشاره به عملیاتی بود که دارای چنین ویژگیهای باشد. در عملیات کربلای 4، قصه غم انگیز این بود که عملیات لو رفت. علیرغم تلاش های حفاظتی و اطلاعاتی که شد در نهایت در مقابل سرویس های اطلاعاتی بیگانگان عملیات کربلای 4 آشکار شد و ما شکست خوردیم. اما عمده نیروهای ما دست نخورده باقی مانده بود.
نیروها ازنظر فیزیکی و روحی و روانی آماده نبرد بودند تلفات ما در عملیات کربلای 4 ده
  درصد بود. 90 درصد تمرکز نیروها و یکانی نیز در این منطقه قرار داشت. اینجا باید یک تصمیم بزرگ گرفته می شد. ارزشمندی یک تصمیم به شرایط تصمیم گیری بستگی دارد  مخاطب و کسی که قصد تحلیل دارد باید اینها را درنظر بگیرد. تصمیم گیری در آن شرایط یک انتخاب در فضای آرام و بی تنش و بی خطر و بی تلاطم نبود بلکه شرایط آن  در متن تلاطم ها و خطوط و بحران بود، یک بحران بسیار سخت و مردافکن! حال مادر آن شرایط بحران مضاعف داشتیم یعنی در کربلای 4 هم شکست خورده بودیم و نیروهای دشمن نیز در شعف و سرور و سرمست ازچنین پیروزی که بدون زحمت بدست آمده بود. باید یک جمع بندی صورت می گرفت که چه باید کرد؟ آیا نیروها را مرخص کنیم و هر کسی بسوی خانه و کاشانه اش برود یا ازاین پتانسیل در یک جهت دیگری استفاده کنیم از همین جا یک سری کارهای اطلاعاتی - عملیاتی انجام شد. فلش اصلی ما در کربلای 4 به سوی منطقه جنوب شلمچه بود . عراق هم تمام توانش را  در منطقه کربلای 4 روبروی نیروهای ما گرد آورده بود. ما چند فاکتور اساسی برای غافلگیری دشمن داشتیم. یکی اینکه نیروهای دشمن در جنوب شط العرب تمرکز دارند. دوم اینکه بعد از هر عملیات عمده عراق فرمانده ای خود را برای مرخصی به خارج کشور می فرستاد و سایر نیروهایش را هم به عنوان مرخصی و تجدید روحیه رها می کرد. چون برای عراق این تصور شکل گرفته بود که ایران سالی یک عملیات عمده انجام می دهد. بنابراین بعد از شکست در کربلای 4 شرایط اینگونه بود که فرماندهان عراقی در خارج از کشورشان و نیروهایشان نیز در مرخصی بودند. نکته سوم اینکه نیروهای خودی نیز در منطقه شلمچه و خرمشهر وآبادان تمرکز داشتند. در عوض اگر عراق قصد می کرد که نیروهایش را به سمت شمال یعنی شلمچه، برای مقابله با نیروهای خود گسیل دارد باید ازپل بصره می آمد و عبور دادن 
تعداد زیادی نیرو و تجهیزات به سمت بصره و روانه شدن به این منطقه مدت زمان زیادی می طلبید. در نهایت نتیجه گیری این بود با توجه به اینکه نیروهای ما تمرکزشان در شلمچه است و بصره نیز بعنوان یک فاکتور استراتژیک تعیین شده و نیروهای دشمن هم در جنوب شلمچه و شط العرب تمرکز دارد، با یک جمع بندی نتیجه گرفتیم اگر ظرف چند روز آینده نزدیک بتوانیم یک عملیات انجام دهیم، موفق خواهیم شد و اگر موفق به عملیات نشویم یکسال دیگر باید صبر کنیم. در حقیقت ما یک تهدید را تبدیل به یک فرصت کردیم. کار در شلمچه و در منطقه عملیاتی کربلای 5 بعد از شکست کربلای 4 به سرعت شروع شد.
به اعتقاد من هر گام پیش روی به سمت بصره برابری می کرد با کیلومترها پیشروی در مناطق شمال و این همه از ویژگیهای بصره ناشی می شد. کشورهای حوزه خلیج فارس همه از عراق پشتیبانی می کردند و دسترسی ما به بصره،
  کشورهای حامی عراق و مرتجعین خلیج فارس را مورد تهدید قرار می داد. به هر حال این کشورها حامی عراق بودند و عراق را در ضربه زدن به ایران پشتیبانی می کردند. بنادر کشورهای عربستان و کویت دراختیار عراق بود و اسنادش هم موجود است و خود عربستان و کویت هم این جریان را قبول دارند. که بنادرشان دراختیار صدام بوده است. اقتصادشان هم دراختیار رژیم بعث عراق قرار داشت. ما در حرکت به سمت بصره به نتایجی دست پیدا می کردیم که حمله به شهر بغداد چنین دستاوردهایی نداشت. گو اینکه فاصله ما تا شهر بغداد نزدیک به 80 تا 90 کیلومتر و به شکل مستقیم بود. ولی فاصله ما تا شهر بصره حداکثر 15 کیلومتر بود. یعنی هر یک کیلومتر پیش روی به سمت بصره برابر بود با ده ها کیلومتر پیش روی در مناطق شمالی جبهه نبرد. علاوه بر این قوای ما در این منطقه متمرکز بود و امکان جابجایی هم وجود نداشت. یک جمله خیلی معروف و زیبایی است که می گوید: افراد زیرک، افراد دانا فرصت ها را شکار می کنند ولی نادانان فرصت ها 
از دست می دهند.
ادامه دارد...

 

[ ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت