دفـــــــــــاع مقدس
 
نويسندگان

 

کربلای 5

پس از وضعیت بوجود آمده در کربلای چهار، در بین خطوط مقدم و یگانهای در خط و آسیب دیده می گشتم و خطوط خودی و دشمن را بر انداز می کردم ، دمی پیش سید احمد موسوی مسئول اطلاعات لشکر 14 امام حسین و دمی پیش جواد کمالی مسئول اطلاعات و عملیات تیپ الغدیر و میرجانی و زعیم زاده و غیره سر می زدم و ضمن بررسی خطوطشان و وضعیت دشمن با آنها تبادل نظر می کردم و از همه مهمتر خودم را آرامش می دادم و از آنها روحیه می گرفتم که چه صبورانه و عاشقانه امام را دعا می کنند و عارفانه این عدم موفقیت را برای خود هضم می کنند . خداوند می خواست ما را تادیب کند . ما خدا را فراموش کردیم و به خودمان پیوستیم . نزدیک غروب می شد و شدت درگیریها زیاد و زیاد تر می شد . صدای مقدمات اذان (قرآن) فضا را عطر آگین می نمود . و همه دلها را روانه بسوی خدا می کرد بقدری فضای ملکوتی حاکم بود که گوئی تمام فرشتگان از آسمان به زمین آمده و با نیروهای خط هم صدا شده و صدای مناجاتشان و راز و نیاز با خداوندشان را به آسمان می رهانند . هیچکس بیگانه نیست و هیچ کس نه به دنبال غنیمت است و نه به دنبال حفظ خویش و بلکه همه به دنبال و برای قربانی کردن خویش به میدان آمده اند تا دینشان و کشورشان و مردم عزیزشان ایمن بماند و امامشان را خوشنود سازند . با هرکس مواجه می شوم می گوید برادر خسته نباشی ، خدا قوت و وقتی غصه و غم را در چشمانم می خواند با آرامش زاید الوصفی می گوید ، غصه نخور . ما مامور به انجام تکلیفیم و نتیجه با اوست. گوئی عارفان بحقی را می دیدم که هزاران هزار سال در محضر ملکوت درس خوانده اند . و نا خود آگاه به یاد جمله امام می افتادم که فرمود "اینها ره صد ساله را یک شبه پیموده اند " و در این لحظات بود که آرامش می گرفتم .و انرژی ادامه کارم می شد .  


جلسه سر نوشت ساز :

پس از این وضعیت ، در قرارگاه خاتم النبیاء اعلام جلسه شد . مسئولیت جلسه با آیت الله هاشمی رفسنجانی بود . بر ابر روال معمول ایشان ابتدا در جلسه جمعی نظرات همه را می گرفت و در صورت ضرورت بعضی افراد را هم به صورت خصوصی دعوت می کرد تا نظراتشان را اعلام کنند . با وضعیت اگی احیانا کسی نظر خاصی داشت که در جمع امکان ارائه نداشت و یا ملاحظاتی بود به این صورت بر طرف می شد . اعلام جلسه برای ساعت 3 بود و آقای هاشمی در سنگر فرماندهی بود ، معمولا افراد با چند دقیقه زود تر و یا دیر تر می آمدند  .

فضای قرارگاه بسیار عجیب و شکننده بود . همه بطور خیره کننده ای مستاصل بودند . از طرفی عملیات کربلای 4 به این سرنوشت دچار شده بود و از طرفی هم سر افکندگی در برابر امام و مردم عزیز و مهمتر از همه شرمندگی در مقابل خانواده های شهدا و جانبازان و غیره فضا را پر کرده بود و از طرفی بایستی تصمیمی سخت گرفته می شد ،

آیا این فرماندهان روحیه ادامه جنگ را دارند .

آیا با این نیروهای شکست خورده می توان عملیات انجام داد . 

اصلا امکان ادامه جنگ هست یا نه و اگر هست چطوری و با چه ؟

و اگر نمی توان جنگید جواب امام ، شهدا ، مردم را چه بگوئیم و هزاران اما و اگر دیگر . . .

ساعت 3 شد . آقای هاشمی اعلام جلسه کرد و قرآن قرائت شد . بعد بلافاصله گفت درب سنگر را ببندید . هرکس تا حالا نیامده دیگر نیاید . همه مات شدند . آقای شمخانی و تعدادی از فرماندهان اصلی هنوز نیامده بودند . و حتما هم بایستی می آمدند .

آقا محسن گفت هنوز تعدادی از آقایان نیامده اند و با اشاره آقای هاشمی جلسه را شروع کرد و تشریح وضعیت نمود . انگار همه مرده بودند و دم نمی زدند . نه از سنگینی جلسه بلکه از وضعیت موجود ... بسیار سخت و شکننده . . . .

درب سنگر باز شد و بقیه فرماندهان هم آمدند و جلسه وضعیت بهتری پیدا کرد .

در روال معمول جلسات ابتدا مسئول اطلاعات و عملیات تمام وضعیت جو ، زمین و دشمن را گزارش می دهد و سپس آخرین فعالیتهای طرف مقابل ( ارتش بعث عراق ) و پس از آن آخرین فعالیتهای جمع آوری اطلاعات اعم از شناسائیها و شنود مخابراتی و دیده بانیها و هم چنین عوامل نفوذ و غیره را گزارش می دهد .  و پس از آن طرح را به طور خیلی کلی و اجمال ارائه می دهد و هم چنین درصد موفقیت و مشکلات طرح را نیز ارائه می کند .

پس از آن فرمانده قرارگاه و یا عملیات به توانائیهای خودی ،  چینش و حرکت یگانها تا رسیدن به هدف پرداخته و طرحریزی را با جزئیات بیشتر توضیح می دهد . و پس از آن بحث و بررسی بر روی طرح شکل می گیرد و در نهایت تصمیم گیری صورت می پذیرد .

ممکن است این جلسات ساعتها و گاها روزها ادامه پیدا کند تا به بهترین راه حلها برسیم . اما در این جلسات هیچ کس بر دیگری اجبار ندارد ، آزادانه همه نظرات خود را اعلام می کنند ،هیچکس دیگری را تحقیرو یا تضعیف و یا مسخره نمی کند ، و گوئی آمریت ها و سیستم فرماندهی در این جلسات برداشته می شود و مدیریت جلسات شکل می گیرد که به نوبت و سر وقت خود صحبت کنند . در این جلسات بعضی مواقع نظر افراد سازمان کوچک تصویب می شد و فرماندهان همه بایستی توجه کنند . بطور کلی جلسات شکل اقناعی داشت و نه آمریت خشک و بی روح دستوری.

به هرحال ابتدا بایستی اطلاعات عملیات وضعیت را تشریح می نمود و من آنچه که بایستی گزارش می دادم ارائه نمودم که :  

وضعیت موجود :

-       علا رغم وضعیت پیش آمده در عملیات کربلای 4 دو یگان متوسط از نیروها تحت امر قرارکاه نجف ( سردار ایزدی ) توانسته اند از دژ مرزی عبور کنند و خط شلمچه را که غیر قابل عبور می نمود شکسته و تا عمق 1 الی 2 کیلومتر نفوذ کنند . و این وضعیت برای ما قابل پیش بینی نبود و اصولا این محور در شلمچه را برای فریب دشمن عمل کرده ایم ولی موفقیت خوب و قابل قبولی داشته است . و نهایتا به این نتیجه می رسیم که خطوط شلمچه نیز قابل نفوذ و شکسته شدن است . نیروهای عراقی در غرب شلمچه از آمادگی خوبی برخوردار نبوده اند و این دلیل اصلی موفقیت شلمچه بوده است . و از طرفی در جنوب اروند ارتش بعث عراق در آمادگی بسیار خوبی به سر می برد و به نظر میرسد در شور و شعف فراوان بوده که صدای آهنگ و آواز از سنگرهای آنان نیز شبانه به گوش می رسد و اکنون نیز  تمرکز نیروهای عراق در جنوب اروند واقع شده و در کنترل عملیاتی سپاه هفتم قرار دارند  .

-       در تصور نظامیان ارتش بعث عراق عملیات کربلای چهار  عملیات سالانه نیروهای ایرانی بوده وچنین تصوراتی دارند که  قطعا تا ماه های آینده عملیات وسیعی از سوی ایران صورت نخواهند گرفت  برابر سوابق موجود ایران معمولا سالانه یک عملیات محوری و بزرگ انجام داده است و در آن عملیات تمام یگانهای خود را درگیر نموده است و آن عملیات نیز انجام شده است و شکست سختی خورده اند .

-       کلیه یگانهای درگیر در عملیات کربلای چهار با دشمن درگیر شده  تلفات دیده اند و بعضی یگانها نیز تعدادی اسیر داده اند و لذا در تصور ارتش بعث عراق این یکانها تا حد انهدام از بین رفته اند و توان اجرای عملیات را در آینده نزدیک نخواهند داشت . نتیجتا ایران هیچ یگان و نیروئی جهت انجام عملیات در کمتر از شش ماه تا یکسال را ندارد .

اقدامات ارتش بعث عراق :

-       هلهله و شادی در خطوط اول و دوم عراق همراه با خوشحالی و شادی با تشویقات فراوان از سوی فرماندهان . بخصوص اعزام به مرخصی و مسافرت .

-       نتیجتا کلیه نیروها خود را به مرخصی اعزام و حد اقل نیروهای خود را برای خط نگهداری تقلیل داده اند

-       کلیه فرماندهان نیز به مرخصی اعزام و فرماندهان عالیرتبه معمولا به سفرهای خارج از عراق اقدام می نمایند ( برابر سوابق )

-       فراخوانی نیروهای عراقی از مرخصی و استراحت حد اقل یک هفته تا انسجام نهائی به طول خواهد انجامید .

-       پس از فراخوانی با توجه به استقرار و تمرکز نیروهای عراق در جنوب شرقی شطالعرب و اروند رود ( سپاه هفتم ) انتقال این نیروها به شمال شط العرب و الحاق به سپاه سوم ارتش عراق کاری بس دشوار و زمان بر خواهد بود ( حد اقل 10 روز )

-       با توجه به محدودیت گذر از رودخانه شط العرب با استفاده از پل های موجود بصره پس این گذر به سختی و کندی صورت خواهد پذیرفت .

-       اکنون عمده نیروهای عراق در جنوب اروند رود و در مقابل عملیات کربلای 4 واقع شده اند. و در صورتی که ما بتوانیم سریعا باز سازی نموده و در منطقه شلمچه اجرای عملیات نمائیم در ظرف 15 روز برد با ما خواهد بود و پس از آن با ورود و حضو نیروهای عراق جنگ بسیار سخت خواهد شد و ما بایستی بتوانیم با مقاومت سرسختانه منطقه تصرف شده را حفظ نمائیم .

-       درنهایت نیروهای ایران با بررسی وضعیت موجود فقط می تواند با یک عملیات برق آسا و در فرصت دو هفته عملیات موفقیت آمیز و خیره کننده ای داشته باشد . بدیهی است که پس از این دو هفته با پاتکهای بسیار سخت و حجیم و شکننده ای مواجه خواهد شد . که در این حال هم مقاومت بسیار سخت و سنگینی را طلب می نماید .

و سپس گزارش آخرین وضعیت تاکتیکی را اعم از میدان مین ، سیمهای خاردارنون شکلیها ، مثلثیها آرایشات پدافندی ، گسترش و سازمان رزم نیروهای عراقی اعم از کمین و نیروهای درخط و تانک و نفربر و توپخانه و محل استقرار آنها همه را مو به مو به همراه کالک و نقشه گزارش نمودم

-       احتمالات :

-       دشمن با هر آنچه در توان دارد از نیروهای موجود به عنوان عملیات تاخیری استفاده خواهد کرد .

-       دشمن فراخوانی وسیع و سریعی را به انجام خواهد رساند .

-       دشمن همزمان با فراخوانی گسیل نیروهای پیاده و زرهی را به منطقه شلمچه اقدام خواهد نمود .

-       دشمن حد اکثر استفاده را از توان نیروی هوائی به عمل خواهد آورد

-       دشمن استفاده وسیعی از بمبارانهای شیمیائی را به منظور باز دارندگی و انهدام نیروهای ایرانی به عمل خواهد آورد .

-       دشمن به منظور بر طرف نمودن خلا آتش از موشکهای زمین به زمین علیه عقبه ها و بنه ها را به اجرا در خواهد آورد .   

بعضی از فرماندهان مخالف بودند و بعضی موافق و بعضی نیز مردد بودند ، در این مواقع جلسات ادامه می یافت تا نتیجه گیری شود و اعلام تنفس می شد . آقای هاشمی با بعضی افراد جلسه خصوصی  اعلام نمود ، هم موافق و هم مخالف  . مخالفین وضعیت را در ارتش عراق ایده آل و در نیروهای خودی بسیار تاسف آور می پنداشتند و تمام صحبتشان این بود که با این نیروها نمی توان جنگید و این عملیات هم شکست خواهد خورد  ، وانگهی ما نمی توانیم موفقیت دو یگان را در این منطقه ملاک موفقیت بعدی بکنیم .

و حرف موافقین این بود که با این وضعیت ادامه جنگ با مشکل جدی مواجه خواهد شد

و اگر از این نتوانیم این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم بعید است که بتوانیم عملیات موفق دیگری در این حجم و به جبران عملیات کربلای 4 داشته باشیم . و هم چنین نیروهای ما نیاز به جا بجائی ندارند در همین محل که هستند فقط جهت حرکت خود را از سمت جنوب به سمت غرب صورت می دهند . توپخانه و تمام مواضع ما سر جای خودشان است ، نیازی به سنگر سازی و مواضع سازی مجدد و هم چنین جابجائی نیرو نداریم . پس چرا بایستی از اینجا صرف نظر بکنیم و به دنبال مناطق دیگر پی عملیات بگردیم و از طرفی ارتش بعث عراق هم همه استحکاما ت خود را ترمیم کند و او از این فرصت کند و ما استفاده نکنیم !!! ادامه جلسه به ساعت 10 شب موکول شد .

غروب شده بود و برای نماز و شام تنفس اعلام شده بود . سر در گم بودم و پریشان که این دیگر چه حکمتی است . به سمت خط کربلای 4 حرکت کردم . وارد خط مقدم شده بودم سکوت شکننده و مرگ آوری را در خطوط مقدم احساس می کردم . نگهبانان بدقت مواظبت می کردند . از درون سنگرها صدای راز و نیاز و استغاثه می آمد ، در بعضی جاها به صورت جمعی 5 یا 6 نفره و در بعضی جاها نیز به صورت فردی و انفرادی ، همه وجودم سرد شده بود ، گاهگاهی سفیر گلوله ای سکوت را می شکافت و فضا را در می نوردید . و گاهی صدای شلیک خمپاره و یا توپخانه نظم سکوت را به هم می زد . در آن طرف گاه گاهی صدای هلهله و سروصدای موسیقی و غیره نیز به گوش می رسید و هنگامی که سمت باد به سوی ما می وزید این صداها واضح تر و بیشتر به گوش می رسید . آنقدر در خود بودم و چه شد و چه باید کرد غوطه می خوردم که صدای مهیب شلیک موشک کوتاه برد ارتش بعث عراق را متوجه نشدم  و وقتی متوجه شدم که با زمین اصابت نمود و زمین  همانند گهواره و یا زمین لرزه به حرکت در آمده بود و با تلنگور یکی از بچه ها به زمین دراز کش شدم . . . . 

پس از مراجعه به قرارگاه و در ادامه جلسات که به چند روز انجامید، با مباحث مختلف و بررسی محاسن و معایب و گفته های مخالفین و موافقین ، بلاخره تصمیم عملیات کربلای 5 گرفته شد مشروط بر اینکه تغییری در وضعیت ارائه شده بوجود نیاید .   

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed



فروش بک لینک طراحی سایت